بگوييد اخلاق عبارت است از « چيزى كه نتيجهاش خير رساندن به افراد ديگر باشد » . خود اين يك معناى مطلق است .
در كيهان 8 / 4 / 55 مصاحبهاى با هشترودى منتشر كرده بود تحت عنوان « انسان زمينى به صورت موجودى كيهانى درمىآيد » . در مقدمهاش يك حرفى از هشترودى نقل كرده بود كه او مىگويد :
« هيچ حكمى مطلق نيست ، همهء احكام نسبى است ، شايد به شما گفته باشند كه احكام رياضى مطلق است ، مثلًا معادلهء درجهء دو ، دو جواب دارد ولى بايد اين فكر را از سر خود بيرون كنيد چرا كه معادلهء درجهء دو ، تنها دو جواب ندارد ، و اين ثابت مىكند كه حتى احكام رياضى هم نمىتواند مطلق باشد و قانون نسبيت شامل همهء امور مىشود . »
بعد نوشته بود :
« پروفسور هشترودى رياضىدان كبير ايران با اين منطق كه هيچ چيزى مطلق نيست ، به جنگ نامهربانيها ( يعنى جنگها و ستيزها ) مىرود و براى مردم پيام صلح آورده است ؛ به اتكاء اينكه هيچ چيزى مطلق نيست مردم را از تيرهها و ملتهاى گوناگون به زير پرچم مهرورزيها مىخواند و اينكه همهء مردم همديگر را برادر و خواهر بدانند . »
از اين [ شخص ] بايد پرسيد كه آيا اينكه همه مردم بايد زير پرچم مهرورزى بروند و همه برادر و خواهر يكديگر باشند ، اين را به عنوان يك حكم مطلق مىگويى يا نسبى ؟ و نيز خود اين حكم كه « هيچ چيز مطلق نيست » چطور ؟ مطلق است يا نسبى ؟ اگر مطلق است پس مطلقى در عالم وجود دارد ، و اگر نسبى باشد پس اينجور نيست كه هيچ چيزى مطلق نباشد ، بعضى چيزها مطلق است . و همچنين اينكه « همه بايد يكديگر را برادر و خواهر بدانند » مطلق است يا نسبى ؟ اگر همه اينها مطلقند پس نسبى [ نيستند ] و اگر نسبى هستند پس منطق او به كلى ارزش خود را از دست مىدهد و لازم مىآيد كه لااقل يك سلسله خلقيات مطلق داشته باشيم .
بعد نوشته بود استاد دانشگاه تهران كه از پيشرفت دانش و تكنيك و استخدامشان در خدمت ظلم و آدمكشى سخت رنج مىبرد ، مىگويد :
« احكام لا يتغير قرون وسطايى در قرن ما در هم شكسته و اعتبار خود را نه تنها از
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 710
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٧١٠