تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 687

مساهمون:

ص٦٨٧
از اين قبيل ايرادها به تعريف قدما از حقيقت كرده‌اند و به نظر مىرسد علت اين ايرادها بن‌بست‌هايى است كه در جاهاى ديگر به آن رسيده‌اند . قبلًا گفتيم كه اساس تفكر قديم در معيارها اين است كه در نهايت امر انديشه معيار انديشه است ، كه اين همان منتهى شدن نظريات به بديهيات است . اينها اين مطلب را به كلى نفى كرده‌اند ، و وقتى مسأله نظرى و بديهى و معيار بودن انديشه براى انديشه نفى بشود و مسأله عمل مطرح گردد كه « نتيجه دادن در عمل » معيار است ، خود به خود مىرسد به همين جاها كه ملاك حقيقت را نمىتوانند مطابقت با واقع و نفس الامر بگيرند ، زيرا سير علوم به اين شكل بوده و هست كه فرضيه‌اى پيدا مىشود و بعد آن را در مرحلهء عمل آزمايش مىكنند ، وقتى آزمايش مىكنند مىبينند خوب از آب درآمد ، مىگويند پس اين حقيقت جامعترى كه بعد آمده نمىتوانيم بگوييم حقيقت نيست ، و فرضيهء اول بر حقيقت بودنش باقى است و نمىتوانند بگويند آن اصلا خطا و پوچ بوده است ، چون اصلى كه اتخاذ كرده‌اند اين است كه ملاك حقيقت بودن جوابگويى عملى است ، و فرض اين است كه فرضيهء منسوخ جواب مىدهد ، ناچار فرضيهء اول منسوخ مىشود ، فرضيهء اول هم كه به عنوان حقيقت تلقى شده مدتها پاسخگوى عملى بوده است . پس ناچار بايد اولى را فعلا از دور خارج كنيم . ما اگر حقيقت را به معناى مطابق بودن با واقع و نفس الامر تعريف كنيم ، امر ما دائر خواهد بود بين اينكه يا اولى را حقيقت بدانيم براى هميشه يا ناحقيقت بدانيم براى هميشه . اينها اشكالاتى بود كه اينها بر تعريف قدما از حقيقت كردند . حالا ببينيم خود اينها حقيقت را چگونه تعريف كردند ؟ تعريفهاى مختلف كرده‌اند . يكى از آنها همان است كه الآن ذكر شد ( يعنى نتيجه دادن در عمل ) . تعريف ديگر اين است كه گفته‌اند : حقيقت آن است كه اذهان در مورد آن اجماع داشته باشند ، نه اينكه اجماع اذهان علامت حقيقت است ، بلكه آنچه كه اذهان در يك زمان بر آن اجماع مىكنند خود حقيقت است و حقيقت بودنش همين است ، مثل اجماع اهل تسنن ، چون اجماع نزد آنها به معناى اين است كه مجموع علماى يك زمان ، حكم يك فرد نبى را دارند ، يك فرد اشتباه مىكند ولى جمع اشتباه نمىكند ، و اگر يك روزى همهء امت ( همه علماى امت ) بر يك مطلبى اجماع كردند ، همان حكم اللّه است ، عين حكم اللّه است ، نه اينكه حكم اللّه را كشف مىكند ، و لذا لزوم ندارد ما بگوييم قبلًا حكم اللّه وجود داشته و اجماع آن را كشف مىكند ؛ و لذا اهل تسنن تطور
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 687 | مرتضى مطهرى