اين مطلب را مرحوم حاج ميرزا على آقا شيرازى از شيخ الرئيس نقل مىكردند ولى من خودم الآن يادم نيست در جايى از كلمات شيخ ديده باشم ، شايد در كتب طبى شيخ چنين مطلبى هست . به هر حال ايشان از شيخ نقل مىكردند كه : ديده شده است كه بعضى مرغها كه بدون خروس زندگى مىكردند و احتياج داشتند كه خودشان از خودشان دفاع كنند ، كم كم آن سيخك پشت پايش رشد مىكند و مانند خروسها مىشود تا در موارد لزوم براى دفاع از خودش استفاده كند و آن را مانند سرنيزهاى بر سر و سينهء دشمن بزند . اين مطلب به اين معنى است كه وقتى حيوان خودش را مواجه با دشمن مىبيند فكر و نفس او و به قول شيخ اشراق « رب النوع » يا بالاخره يك قوهء مدبّر او را به وسيلهء جديدى مجهز مىكند . در مورد دستهاى خاركنها كه به مقتضاى كار پوستهايش كم كم خشن و مانند چرم مىشود كه به آسانى مىتواند هر نوع خارى را با دست خرد كند ، معمولًا گفته مىشود « عادت » كرده است ؛ يعنى چه ؟ يعنى با خار سرو كار داشته و كم كم در برابر آن مقاوم شده ؟ چرا يك جماد ( مثلًا پارچه ) اگر با چنين وضعى مواجه شود عادت نمىكند و مقاوم نمىشود ، بلكه پاره خواهد شد ، و اين موجود زنده عادت مىكند ؟ روح پوست بدن را جورى مىسازد كه بتواند مقاومت كند « 1 » .
تنها حرفى كه آمدند گفتند اين بود كه نياز اين حالت را به وجود مىآورد . جوابش خيلى روشن است . نياز از آن جهت كه نياز است نمىتواند به وجود آورندهء چيزى باشد ، چون نياز يعنى احتياج و احتياج خودش واقعيتى نيست . بله ، احتياج زمينهء قابلى را به وجود مىآورد ، ولى زمينهء فاعلى كه به اينجور چيزها به وجود نمىآيد . صحبت از علت اينگونه تصرفات است و اين كه به وجود آورندهء اين « تطبيق با شرايط » چيست ؟ مرتب مىگويند : احتياج ، احتياج ؛ ما هم قبول داريم كه اين كارها در زمينهء احتياج به وجود مىآيد ، ولى صحبت در اين است كه فاعل چيست ؟ احتياج
هامش
( 1 ) . اشكال : در جمادات هم گاهى چنين حالتى پيدا مىشود . مثلًا سيمان در كنار سدها در اثر تماس با آب مقاومتش بيشتر مىشود .
جواب : اين در اثر تماس با آب چنين مىشود نه بر اساس نياز و اقتضاى محيط . در واقع در اينجا خاصيت منفعل با خاصيت فعال اشتباه شده است . مثلًا كفش انسان با پا منطبق مىشود . اين بدان معنى نيست كه از طرف كفش كارى انجام مىگيرد ، بلكه اين خاصيت انفعالى است و حالتى است كه كفش در برابر پاى خاص پيدا مىكند و اين پاست كه اين حالت را به وجود مىآورد ، و اين غير از آن است كه خودش خودش را چنين كند . در جمادات ، تنها مسألهء انفعال است نه فعل .