تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 665

مساهمون:

ص٦٦٥
« تكامل » چگونه اثر مىگذارد ؟ در حد تجربه اگر بخواهيد بگوييد ، يعنى اين كه تجربه به انسان علم مىآموزد ، خوب اين كه امر مسلّمى است و ديگران هم گفته‌اند ، اما وقتى مىگويند « انسان‌سازى » اين عمل مادى چگونه انسان را مىسازد ؟

مسألهء عادت

[ مسألهء « تأثير عمل » با مسألهء « عادت » نيز ارتباط دارد ] . بحث عادت ، يك بحث خيلى جالبى است ، بحثى است روحى « 1 » و به سود روحيون و الهيون كه غالبا به آن توجه نمىكنند . عادت چيست ؟ چطور است كه يك جماد هيچ وقت عادت نمىكند ولى يك موجود زنده عادت مىكند ؟ از گياه گرفته تا حيوان و انسان ؛ و هرچه حيات كاملتر بشود مسألهء عادت قويتر مىشود . مثلًا اگر يك سنگ را به طور مكرر به هوا پرتاب كنيم ، براى آن عادت پيدا نمىشود و به اين وضع عادت نمىكند ، بلكه تنها منفعل است و اثرى را مىپذيرد ؛ يعنى اين كه عادت كند كه خودش را با اين كار منطبق كند به طورى كه بعدا خودش اين كار را انجام دهد ، در كار نيست . ولى موجود زنده خصلت عادت دارد ، يعنى خودش را از درون طورى مىسازد كه بتواند با شرايط جديد سازگار بشود و از درون خودش ، خودسازى مىكند و خودش خودش را طورى مىسازد كه شرايط جديد او را از بين نبرد ، حتى گاهى عضو جديد براى خودش مىسازد ؛ و اين خصلت عجيبى است در موجود زنده و اصالت حيات را مىرساند و نشان مىدهد كه حيات يك نيروى سوار بر ماده و حاكم بر ماده است و به قول حكما صورت جوهرى حاكم بر ماده و متصرف در ماده است . مثلًا يك حيوان اگر محيطش را عوض كنيم و محيط جديد مقتضيات جديدى داشته باشد ، مىبينيم كه اين حيوان از درون خودش به طور خودكار يك وضعى به وجود مىآورد كه بتواند با وضع جديد زندگانى كند و حتى گاهى عضوى به وجود مىآورد .
هامش
( 1 ) . مسائل روح و امور مربوط به آن در كتب ما خيلى كم مطرح شده است . من يك وقتى در اين زمينه فكر مىكردم ، به نظرم رسيد كه ادلّه بر اصالت و استقلال روح خيلى بيش از آن است كه شيخ و آخوند و حاجى آورده‌اند . هرچند برخى از دليلهاى آنها دليلهاى خوبى است ولى دليلهاى بسيار زيادترى بر اين مطلب هست كه آنها نياورده‌اند .