تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 600

مساهمون:

ص٦٠٠
آندره پىيتر سپس در ادامهء مطلب از انگيزهء پيدايش اين بتها سخن به ميان آورده و مىگويد : « انسان اين بتها را به خاطر سودجويى و يا از روى نااميدى مىآفريند . مورد سودجويى مربوط به قدرتمندان است يعنى مربوط به كشيشان براى دين ، سياستمداران براى دولت ، تيمسارها براى ارتش و سرمايه‌داران براى مالكيت است ، مورد نااميدى مربوط به ضعفا و بيچارگان است كه به نوعى تسلّى ، قهرمانى يا اميد ماوراء روى مىآورند تا از زندگى بينواى خويش بگريزند . در اينجا يك بار ديگر دين ترياك مردم است . » در اينجا ممكن است اين سؤال مطرح شود كه اگر اينها ماترياليسم ديالكتيك را اساس قرار نداده بودند و قبلًا خدا و ماوراء الطبيعه را نفى نمىكردند ، آيا باز هم در مورد دين چنين نظرى مىدادند كه براى توجيه اين‌گونه امور به وجود آمده است ؟ پاسخ اين است كه ماترياليسم ديالكتيك جز يك ماديت تحولى چيز ديگرى نيست ؛
هامش
اينها كه انسان را مثل آهو نمىدانند ، بالاخره اختيارى براى او قائل هستند . جواب : اينها براى انسان متعالى هم اختيارى قائل نيستند چه رسد به انسانهاى اوليه . بله ، اين هست كه بالاخره انگيزه‌اى در كار بوده كه آنها را وادار به تعاون مىكرده ، يعنى به فطرتشان احساس مىكردند كه با تعاون و همكارى از گزند حيوانات درنده و ساير گزندها محفوظ مىمانند ، نظير انگيزه‌اى كه حيوانات را دور هم جمع مىكند و در كمال صفا و صميميت با هم زندگى مىكنند . انسان اوليه همچنين بود ، در درونش عوامل اختلاف وجود نداشت و به صورت يك « ما » زندگى مىكردند . - حيوانات كه همه اينطور نيستند ، بسيارى از آنها سر غذا و امور ديگر با هم دعوا مىكنند . جواب : مىشود گفت كه حيوانات به طبع اوليشان دعوا و نزاع نمىكنند و اين انسان است كه در اثر تبعيض و ساير محدوديتها اخلاق آنها را فاسد مىكند و انگيزهء دعوا و نزاع در آنها به وجود مىآورد و چيزى شبيه مالكيت اختصاصى براى آنها درست مىكند و دعوا و نزاع و كشمكش كه روبناى مالكيت اختصاصى است طبعا به وجود مىآيد . البته اين هم هست كه دعوا و رقابت هميشه سر مواد غذايى نيست ، در حيوانات مقدار زيادى از دعواها سر امور جنسى است ، كما اينكه در انسان هم تنها به اشتراكيت در اموال ، اختلاف و نزاع بر طرف نمىشود و براى بشر آن مقدارى كه شهرت و جاه و قدرت و اينها ارزش دارد ، هرگز امور مالى ارزش ندارد . بنابراين چگونه مىتوان همهء امتيازها را در جامعهء كمونيستى از بين برد و مساوات كامل برقرار كرد به گونه‌اى كه هيچ علتى براى نزاع و اختلاف وجود نداشته باشد . مثلًا رهبرى جامعه كمونيستى را چگونه مىتوان بين همه بالسويه تقسيم كرد ؟ بنابراين براى اينكه ريشهء اختلاف كنده شود نياز به امر بالاترى داريم ، امرى كه با همه نسبت متساوى داشته باشد يعنى ايمان .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 600 | مرتضى مطهرى