تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 598

مساهمون:

ص٥٩٨
است وضع اجتماعى يا به طور دقيقتر وضع نيروهاى مادى مورد توجه قرار گيرد . » « 1 » پس يكى از كارهايى كه ماركس انجام داده تعميم « از خود بيگانگى » است ، زيرا فوئرباخ مىگفت فقط دين است كه انسان را از خود بيگانه مىكند ، اما ماركس دايرهء « از خود بيگانگى » را توسعه داد و گفت دولت و ثروت هم سبب از خود بيگانگى مىشود ؛ يعنى اينها هم بتهايى است كه بشر خود ساخته است و در مقابل آنها خضوع مىكند . پس تنها دين نيست كه سبب از خود بيگانگى بشر مىشود ، دولت هم مظهر از خودبيگانگى بشر است . دولت را خود بشر ساخته است و غافل شده است از اينكه دولت را خود او ساخته است و مصداق
« أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ »
« 2 » شده است . ثروت و مالكيت را هم خود بشر به وجود آورده و در مقابلش خضوع مىكند . كار ديگرى كه ماركس انجام داده است و از كار اولش مهمتر است اين است كه خواسته است علت و ريشهء از خود بيگانگى انسان را كشف كند . ريشهء از خود بيگانگى از نظر او همان نظام خاص اجتماعى و وضع ابزار توليد است و لذا براى يافتن ريشهء از خود بيگانگى مىگويد كافى است وضع اجتماعى يا به طور دقيقتر وضع نيروهاى مادى مورد توجه قرار گيرد ، كه مقصود از « نيروهاى مادى » نيروهاى توليدى و اقتصادى است . اينها مىگويند : دورهء اشتراكيت اوليه وضع زندگى اشتراكيت را ايجاب مىكرد ، چون نيروهاى مادى يعنى ابزار توليد در يك حالت ابتدائى بود كه ايجاب مىكرد بشر به همان صورت زندگى بكند يعنى علتى براى تفرق و تشتت و دو و سه طبقه شدن وجود نداشت ، چون ابزار بشر همان ابزار ابتدائى بود و بشر قدرت ذخيره كردن را نداشت ، مثلًا هر كسى كوشش مىكرد چيزى شكار كند و بعد همان را مىخورد ، مثل حيوانات كه دائماً در حال دانه پيدا كردن و مصرف كردن هستند و ذخيره‌اى برايشان باقى نمىماند . كم‌كم ابزار توليد « 3 » تكامل پيدا كرد و رسيد به مرحله‌اى كه انسان بتواند ذخيره كند ، مثلًا توانست كشاورزى كند و كشاورزى انسان را وابسته به زمين كرد و اين سبب شد كه بتواند بيش از مقدار مصرف فعلى
هامش
( 1 ) . همان مأخذ ، ص 31 . ( 2 ) . صافات / 95 . ( 3 ) . البته اين « ابزار توليد » به معناى اعم است .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 598 | مرتضى مطهرى