تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
و انقلاب زودتر انجام شود . از نظر اينها اصلاحات يك نوع تخدير است ، چون تا حدودى آرامش ايجاد مىكند . آنگاه آندره پىيتر به توضيح پيدايش عالم از نظر ماركس اشاره كرده و مىگويد : « پس بدين ترتيب توضيح زندگى عالم در خود عالم نهفته است . براى جهانى كه خود ، خودش را خلق مىكند ديگر نيازى به « خالق » نيست . ماركس اعلام مىدارد « تناسل خودرو تنها طريقهء عملى رد نظريهء خلقت است » . در مورد اينكه بدانيم آيا مسئله دوباره در يك سطح بالاتر ظهور نخواهد كرد يعنى اين نيروى مرموز كه خود مولّد عالم است از كجا ناشى مىشود ، مكتب ماركس از طرح اين سؤال خوددارى مىكند يا به عبارت بهتر مسئله را با همانند ساختن اين نيرو با خود ماده حل مىكند . مادىگرايى اين مكتب نيز در همين است . » در اين قسمت آندره پىيتر به يك مطلبى اشاره كرده ولى بيانى كه به كار برده است خيلى جالب نيست . مقصودش اين است كه وقتى ماركسيسم مىگويد هر چيزى به طور ضرورت پشت سر چيز ديگر به وجود مىآيد اين سؤال مطرح مىشود كه خوب ، آن نيرويى كه اين شئ را به وجود مىآورد چيست . بالاخره ماركسيسم به خلق اشياء و به وجود آمدن آنها معترف است ، اكنون مىپرسيم وقتى كه شئ خلق مىشود ناچار بايد نيرويى باشد كه آن را خلق كند ، آن نيروى مرموز خلق كننده چيست ؟ به عبارت ديگر مىخواهد بگويد ما يك ماده‌اى داريم و يك نيرويى كه علم هم ماده و نيرو را به عنوان « اصل » قبول مىكند و همانطور كه ما مىگوييم نيرو آن است كه مىدهد و ماده آن است كه مىپذيرد . پس اينكه گفته مىشود ماده خودش خودش را خلق مىكند به اين معنى است كه ماده با يك نيرو خودش را خلق مىكند . اكنون اين سؤال مطرح مىشود كه اين نيرو از كجا آمده است ؟ آندره پىيتر مىگويد ماركس از طرح اين مسئله خوددارى كرده و با همانند ساختن اين نيرو با خود ماده مسئله را حل مىكند ؛ يعنى ماركس ناچار است بگويد هر چه كه ما دربارهء ماده مىگوييم دربارهء نيرو هم مىگوييم ، زيرا ما اين حكم را دربارهء هر پديده‌اى مىگوييم كه در ذات خودش ضد خودش را پرورش مىدهد . اين سخنى است كه آندره پىيتر مىگويد ولى ظاهراً ماركسيستها تفاوتى ميان ماده و نيرو قائل نيستند . به هر حال آنها اين مسئله را با اينكه يك مسئلهء اساسى است طرح نكرده‌اند . ممكن است بگويند همه كاره خود ماده است