تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
صغرى و كبرى وجود دارد و نتيجه به منزله فرزند آنها وجود دارد . ولى در ظرف خارج هيچكدام از اينها وجود ندارد . با اينكه ما با اينها مسائل خارج را نتيجه‌گيرى مىكنيم ولى در دنياى خارج خود اينها وجود ندارند . اصلا فكر بر محور معقولات ثانيه فلسفى مىچرخد و حال آنكه آنچه انعكاس مستقيم خارج است ، فقط معقولات اوّلى ( ماهيات ) است . ماركسيستها بناى سخنشان بر اين است كه همهء اينها انعكاس خارج است . آنها بين معقولات اوليه و ثانيه فرق نمىگذارند ؛ حتى در فلسفهء كانت و هگل هم بين معقولات اولى و ثانيه فرق گذاشته نشده است و حال آنكه فرق ميان معقولات اولى و معقولات ثانيه ( منطقى و فلسفى ) از اهم مسائل است . هگل كه اساساً دنياى ديگرى دارد و نزد او معقولات اولى و ثانوى و ذهن و خارج همه و همه يك چيز است . اما اينها ( ماركسيستها ) كه مبناى هگل را قبول ندارند ، از راه انعكاس مستقيم خارج به ذهن ، وارد شده‌اند ، بعد مىخواهند يك نوع تطابق بين ذهن و خارج قائل باشند . قطعاً تطابق نيست . فرضا ما براى ذهن نوعى جدل و نبرد قائل باشيم و در خارج هم نبرد و جدال وجود داشته باشد ، ايندو قطعاً يكى نيستند و جدل ذهن عين انعكاس خارج نيست . مثلًا اگر در ذهن ما دو مطلب در برابر يكديگر قرار مىگيرند مثل برهان خلف مثلًا كه مىگوييم « اين شئ چنين است ، اگر چنين نباشد نقيض آن بايد صادق باشد ، و اگر نقيضش كاذب است پس قطعا خودش بايد صادق باشد » در اينجا كه فكرها در برابر يكديگر قرار مىگيرند و نوعى برخورد واقع مىشود ، آيا در خارج چنين چيزى واقع مىشود كه شيئى در برابر شيئى واقع مىشود و در پايان عمل خلف صورت مىپذيرد ؟ نه ، در خارج كه چنين چيزى نيست « 1 » .
هامش
( 1 ) . سؤال : در خارج هم ما گاهى معقولات اولى را در حال برخورد با يكديگر در نظر مىگيريم و همين برخورد خارج است كه به ذهن منتقل مىشود ، پس بازهم برخوردهاى ذهنى منشأ خارجى دارد و ممكن نيست كه نداشته باشد ؟ جواب : معقولات اوليه كه ماهيات موجود هستند بدون شك همانطور كه هستند در ذهن ما منتقل مىشوند . اگر ميان اشياء در خارج تضاد و برخوردى باشد ، آن تضاد و برخورد هم در ذهن ما منعكس مىشود ، ولى صحبت اين است كه ما چيز ديگرى هم در ذهنمان داريم كه تفكر است ، در تفكر هم نوعى تضاد و برخورد ميان عناصر فكرى برقرار مىشود ، مىخواهيم ببينيم آيا آن تضاد و ديالكتيكى كه در فكر برقرار مىشود و مجادله‌اى كه در فكر ميان عناصر فكرى برقرار مىشود عين انعكاس تضادهايى است كه در خارج برقرار مىشود ؟ نه ، اين عين آن نيست ، به اين معنى عين آن نيست كه ماهيات اشياء كه در ذهن منعكس مىشوند با همه خصلتها و خواصشان و از آن