تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠

نظر منطق ارسطو در باب تجربه

بعضى خيال كرده‌اند منطق ارسطو منطق تجربى نيست . اين يك اشتباه بزرگ است . دليلش اين همه كتابهاى منطق ارسطويى و از جمله كتابهاى بوعلى سيناست ( كه منطقش منطق ارسطويى است ؛ گو اينكه منطق ارسطويى را خيلى جلو برده ولى اساس ، منطق ارسطويى است ) . منطق ارسطو يك منطق تجربى است ، يعنى براى تجربه ارزش فوق‌العاده يقينى قائل است . تفاوت منطق غير ارسطويى با منطق ارسطويى اين نيست كه او به تجربه قائل است و ارسطوييها به تجربه قائل نيستند ، بلكه تفاوت اين است كه منطق ارسطويى معتقد است كه تجربه را هم با معيارهاى شناختى تأييد مىكنيم ، كه به اين مسئله خواهيم رسيد . پس اساس آن منطق كه نامش « منطق تعقلى » است اين است كه شناخت ، معيار شناخت است و ما در ميان شناختهاى خود ، در نهايت امر به شناختهايى مىرسيم كه « خودمعيار » هستند و نيازى به معيار ندارند ؛ مىگفتند اگر هر شناختى نياز به معيار داشته باشد ، سراغ آن معيار مىرويم ، آن معيار هم نياز به معيار دارد ، معيار سوم هم نياز به معيار ديگرى دارد ، پس در نهايت امر هيچ چيز شناخته نمىشود ، يعنى به دنبال مسلك شكّاكان رفته‌ايم و شكّاك مطلق شده‌ايم ، پس علمى نبايد در دنيا موجود باشد . حدود سيصد و پنجاه سال است - يعنى از زمان بيكن « 1 » به بعد - كه نظريهء ديگرى پيدا شده است كه در مقابل منطق ارسطويى قرار مىگيرد . اين نظريه مىگويد هر شناختى معيار مىخواهد ، ما « شناخت خودمعيار » نداريم . مىپرسيم از نظر شما معيار شناخت چيست ؟ مىگويند معيار بعضى از شناختها ، شناخت است ولى آخر امر ، معيار شناخت ، ديگر شناخت نيست ، عمل است ، يعنى معيار نهايى شناختها عمل است . پس اين اساس منطق ارسطويى ، از نظر اينها غلط است . آن ضربهء بزرگى كه فكر كردند در سيصد سال پيش به منطق تعقلى ، منطق قياسى يا ارسطويى وارد كرده‌اند همين است و الّا اين غلط است كه بگوييم منطق ارسطويى ، قياسى بوده و تجربى نبوده ، و منطق از بيكن به بعد منطق تجربى است و قياسى نيست . درست است
هامش
( 1 ) .Francis Bacon.