تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
مسئلهء حقوق است و تابع خواستهء مردم است . خواستهء مردم از يك حقيقت بيرونى حكايت نمىكند ، [ لذا عوض شدن آن ] مانعى ندارد ، ولى انديشه از يك واقعيّت بيرونى حكايت مىكند . اساساً اينكه انسان رئاليست است به اين دليل است كه انديشه‌اش حكايتگر واقع است . بنابراين باز بايد دنبال حقيقت و واقع برويم . پس اين تعريف غلط است .

ردّ نظريهء نسبى بودن حقيقت

افرادى گفتند حقيقت بودن و خطا بودن ، هر دو نسبى است . ممكن است چند نفر دربارهء يك حقيقت ، مختلف بينديشند و در عين حال همه حقيقت باشد . ممكن است اين فضا به نظر من بزرگ بيايد ولى به نظر شما كوچك . اگر از اينجا به سالن ديگرى برويم و از من بپرسند اين سالن بزرگ‌تر است يا سالن « كانون توحيد » ؟ من مىگويم سالن كانون توحيد بزرگ‌تر است ، ولى شما كه اينجا به نظرتان كوچك آمده ، مىگوييد اين سالن بزرگ‌تر است . اينجا به نظر من بزرگ آمده و به نظر شما كوچك . انسان اين طور است : اگر از جاى كوچك به جاى بزرگ برود آنجا به نظرش بزرگ‌تر مىآيد و اگر از جاى بزرگ به جاى كوچك برود ، آنجا به نظرش كوچك‌تر مىآيد . يا مثلًا وقتى يك نفر كسى را مىبيند كه همراه انسان كوتاه قدى راه مىرود ، به نظرش مىآيد كه اين فرد آدم بلند قدى است ؛ يك روز ديگر همين آدم را با يك نفر بلند قد مىبيند ، به نظرش مىآيد كوتاه قد است . مىگويد آن روز به نظرم آدم بلند قدى بود ولى امروز به نظرم آدم كوتاه قدى مىآيد . مىگويند هر دو حقيقت است . در آن شرايط ، حقيقت اين بود كه او بلند قد است ، در اين شرايط حقيقت اين است كه او كوتاه قد است . اگر دستت داغ باشد و درون آب ولرم بگذارى ، آب ولرم به نظر تو سرد است ، اين حقيقت است ؛ و اگر دستت سرد باشد و داخل همان آب ببرى آن آب به نظر تو گرم است . يك آب نسبت به تو در آن واحد هم گرم است و هم سرد ؛ اجتماع ضدّين هم مانعى ندارد ؛ حقيقت نسبى است ، هم اين حقيقت است و هم آن . اين هم تعريف غلطى است ، چرا ؟ زيرا - همانطور كه عرض كردم - اگر مقصود اين است كه اين دو انديشه ، در حكايتشان از واقعيت ، هر دو حقيقتند [ غلط است ،