شناخت حقيقى
وارد مبحث « ملاك و معيار شناخت » مىشويم كه خود اين مسئله دو بحث است :
بحث ملاك شناخت و بحث معيار شناخت « 1 » .
قبلًا عرض كرديم كه انسان در شناختهايش به مواردى برمىخورد كه خطاى آنها را كشف مىكند ، مىبيند شناخت او غلط ، خطا و اشتباه بوده است .
مثالى از امور جزئى ذكر مىكنند : شما با يك نفر دوست مىشويد ، مدتى با او معاشرت مىكنيد و معتقد مىشويد كه او آدم خوبى است ، انسان صادق و باوفا و بىحيله و نيرنگى است . هر كس هم كه از شما دربارهء او مىپرسد ، اينطور راجع به او گواهى مىدهيد . بعد از مدتى كه يك مسافرت با او مىرويد يا يك وصلت با او مىكنيد و يا يك شركت معاملاتى با او تشكيل مىدهيد ، يك مرتبه عقيدهء شما تغيير مىكند و شك نمىكنيد كه در مورد او اشتباه كرده بوديد ؛ به مردم مىگوييد من قبلًا او را آدم خوبى
هامش
( 1 ) . [ دربارهء فرق معيار شناخت و ملاك شناخت ، در جلسهء بعد توضيح داده مىشود . ]