تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
مىپذيرد . انسان در بيدارى هم تلقين‌پذير است ولى چون در بيدارى روح مقاومت مىكند [ نمىتوان اثر آن را مانند هنگام خواب ملاحظه كرد . ] اگر بتوانند كسى را به وسيلهء هيپنوتيزم به خواب مغناطيسى ببرند هرچه به او تلقين كنند در روان ناخودآگاهش وارد مىشود ( چون در حال خواب ، روان خودآگاه مقاومت نمىكند ) و وقتى بيدار شود حس نمىكند كه چيزى به او گفته يا ياد داده‌اند . گوستاولوبون « 1 » مىگويد : مىخواستم اين قضيه را تجربه كنم كه آيا مسئلهء تلقين و روان ناخودآگاه در اين حد درست است يا نه ؟ دختر جوانى را آوردند و به خواب مغناطيسى بردند . در اين حال آنچه را كه من دلم مىخواست به او تلقين كردند . مىخواستم بگويم كه اين دختر در فلان روز ، فلان ساعت ، سر فلان چهارراه براى يك سؤال علمى با من وعدهء ملاقات بگذارد ( ظاهراً مىگويد اين كار را خود من انجام دادم ) . چند روز گذشت ، يك وقت ديدم همان دختر تلفن مىكند يا نامه نوشته است : استاد ! من دچار يك مشكلى هستم ، فكر كردم اين مشكل را غير از تو كسى حل نمىكند ، اگر وقت داريد فلان روز ، فلان ساعت ، سر فلان چهارراه تشريف بياوريد ؛ من يك سؤال كوچكى دارم ؛ يعنى همان كه در روان ناخودآگاه او رفته بود در روان خودآگاهش بروز كرد بدون آنكه خودش بفهمد كه اين تلقينى است كه ديگران كرده‌اند و آنها اين فكر را به روان ناخودآگاه او فرو كرده‌اند . امروز مسئلهء معالجهء جسمى بسيارى از بيماريها با وسائل روحى مثل تلقين ، يك مسئلهء بسيار جالب توجه و به رسميّت شناخته شده است . اگر كتاب تداوى روحى حسين كاظم‌زاده « 2 » را بخوانيد مىبينيد در اين زمينه بحثهاى خيلى خوبى آورده است .

روان ناخودآگاه و اثبات اصالت روح

چنان كه گفته شد وجود روان ناخودآگاه در انسان مسلّم است . مسئلهء كشف روان
هامش
( 1 ) .Gustave Lebon. ( 2 ) . حسين كاظم‌زاده يك ايرانى مسلمان بود كه چندين سال پيش از ايران مهاجرت كرد و به اروپا رفت . سالهاى اول ( در اوايل مشروطيّت ) فعاليتهاى علمى و ادبى و سياسى داشت . بعد به يك دهكده‌اى - ظاهراً در سوييس - رفت و آنجا منزوى شد . در آنجا مطالعات علمى مىكرد و كتاب مىنوشت . بسيارى از كتابهايش را به فارسى نوشته است كه در ايران هم چاپ شده است .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 438 | مرتضى مطهرى