تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
ملا صدرا اصلًا بحث را از انسان فراتر برده و روى تمام اشياء عالم به بحث پرداخته است . ملا صدرا مىگويد : ذهن انسان دربارهء هر چيزى دو معنى درك مىكند : يكى چيستى آن و ديگرى هستى آن . مثلًا آب طبيعتى دارد كه اگر بگوييم چيست ؟ جوابى براى آن داريم و براى خاك نيز جواب ديگرى مىدهيم ، ولى هر دوى آب و خاك يك هستى هم دارند و در هستى است كه با هم اشتراك دارند نه در چيستى . ملا صدرا بحث را به اينجا آورد كه اين چيستىها را ذهن ما ساخته است ، يعنى در وقت عكسبردارى ذهن ما از چيزها اين چيستىها درست مىشود ، ولى چيزى كه آثار مال آن است ، آن چيزى كه جهان را ساخته است ، هستى است نه چيستى . البته هستى و چيستى هر دو نمىتوانند وجود داشته باشند ؛ بعضى مىگويند هيچكدام وجود ندارند ؛ آنها تابع فلسفهء ايده‌آليسم يا سوفسطايىگرى هستند ؛ و هر دو هم نمىتوانند وجود داشته باشند زيرا برهان آن را رد مىكند ؛ پس يكى از آن دو بايستى وجود داشته باشد و ديگرى را ذهن ما مجسم كرده است ( ما در جلد سوم اصول فلسفه و روش رئاليسم تا حد بيشترى اين مطلب را توضيح داده‌ايم ) ؛ و مىرسد به اين مطلب كه وجود اصيل است و يك حقيقت واحد گسترده است .

بحث حركت

از اين مطلب كه با دلايل زياد آن را اثبات مىكند نتايج زيادى مىگيرد . يكى از آنها اين است كه بحث حركت در فلسفه با وجود اين اصل دگرگون مىشود ، دنيايى ديگر مىشود . در دنياى قبل از ملا صدرا نيز حكما قائل به تغيير و حركت در عالم بودند ؛ از افلاطون تا ارسطو و ابن سينا اين حرفها بوده و اين حرفها كه يك عده مىنويسند بايد بدانيم كه از طرف كسانى گفته مىشود كه هميشه سخنانشان با چاشنى تبليغ ادا مىشود ، بىطرفى و بىنظرى و بىغرضى را از دست داده‌اند ؛ امّا اينها را از كجا آورده‌اند ؟ وقاحت و دروغ هم حدى دارد . هنوز دنيا نتوانسته است به اندازهء تفكّر صدرا حركت را اصالت دهد . در شرق و غرب عالم هنوز فلسفه‌اى نيست كه به حركت اصالت بدهد كه اساساً طبيعت مساوى باشد با حركت ؛ طبيعت حركت است . البته مثلًا مىگفتند اشياء دو قسم است : ثابت و متحرك . به هر حال تا اين مقدار
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 274 | مرتضى مطهرى