تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
در جهان اسلام از ميان فيلسوفان و متفكرين ، بدون شك عالىترين جهان‌بينى فلسفى كه عرضه شده جهان‌بينى فلسفى صدرالمتألهين است و از ديد ما كه نسبتا مطالعه‌اى روى فلسفهء شرق و غرب داريم ، عمقى اين فلسفه دارد كه در آينده براى غرب روشن خواهد شد ، هنوز زود است كه غرب آن را عميقا درك كند . كوشش مىكنم كه در اين جلسه چند مسأله را كه پيوستگى بيشترى دارند مورد بحث قرار دهم .

اصالت وجود

اساسىترين مسأله‌اى كه فلسفهء ملا صدرا متّكى به آن است و در واقع فلسفهء او روى اين پايه است و مسائل ديگر از آن ناشى مىشود مسألهء « اصالت وجود » است . خوشبختانه در يك شعاع خيلى خيلى محدودتر و كوچك‌ترى در فلسفهء امروز غرب ، اصالت وجود مطرح شده كه اين اصالت وجود اين فايده را دارد كه چون در شعاع محدود است راه را براى درك اصالت وجود ملاصدرايى باز مىكند ، حداقل درك آن را آسان مىكند . من از همين بحث اگزيستانسياليسم شروع مىكنم . مىگويند : در انسان وجود بر ماهيت تقدم دارد . در اين حرف چى مىخواهند بگويند ؟ هر چيزى غير از انسان - مثلًا آب - اين يك طبيعتى و ماهيتى دارد كه به اين ماهيت وجود داده شده است ، به اين ماهيت هستى داده شده است . حالا به تعبير آنها اين ماهيت از پيش مشخص است كه چه چيزى مىخواهد به وجود آيد . آب ، طبيعتى است با هوا مختلف و با سنگ متفاوت ، ولى در مورد انسان آيا مىشود گفت انسان يك طبيعت خاص معينى دارد و هوا ماهيت خاصى دارد ؟ مىگويد نه ، انسان هيچ ماهيتى ندارد بلكه انسان وجود پيدا كرده ، بعد خودش به خودش ماهيت مىبخشد ؛ هر چيزى غير از انسان آن چيزى است كه خلق شده ، ولى انسان آن چيزى است كه بخواهد باشد . اين مطلب پايه‌اى در آزادى انسان دارد كه آن هم درست است و جزو مسائل ملا صدراست كه او معتقد است انسانها اين تفاوت را با غير انسان دارند كه هر چيزى افرادش با هم يكسان هستند ولى انسانها با هم تفاوت دارند و بلكه يك انسان خودش در طول عمر انواع متفاوت خواهد بود ، يعنى وجودش بين ماهيتها لغزان است و اين خود انسان است كه چهرهء مشخصى را به دست خودش براى خود رسم مىكند .