تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
تحقيق دربارهء مسألهء معروف « ربط متغير به ثابت » نيست ، بلكه مقصودم اين است كه چگونه ارتباطهايى ميان ثابتها و مجرّدات از يك طرف و متغيّرات و مادّيات از طرف ديگر برقرار است . صدرالمتألهين اين مسأله را به اين گونه طرح نكرده است ولى شايسته است كه بابى به اين عنوان هم باز بشود . اين روابط سه گونه است : يكى اينكه رابطهء ثابتها ( مجردات ) با ماديات رابطهء فاعل و فعل است ، يعنى مجردات موجد و پديد آورندهء ماديات مىباشند و به عبارت ديگر رابطهء ماديات با مجردات به اعتبارى رابطهء « عنه » است و به اعتبارى رابطهء « له » و به اعتبارى رابطهء نزولى و فرودى است يعنى ماديات تنزل يافتهء مجرداتند . رابطهء ديگر مربوط است به « حافظ وحدت بودن » يعنى ماديات به حكم آنكه يك حركت دائمند و اول و آخر و وسط آنها با يكديگر نيستند و در عين حال از نوعى وحدت و هماهنگى و ارتباط و پيوستگى و نظام و يگانگى برخوردارند [ نياز به حافظ وحدت دارند ] ، آنچه به ماديات وحدت مىبخشد حقايق مجردهء ثابته هستند و به قول مولوى :
خلق را چون آب دان صاف و زلال * اندر او تابان صفات ذو الجلال گشت مبدل آب اين جو چند بار * عكس ماه و عكس اختر برقرار قرنها بر قرنها رفت اى همام * وين معانى برقرار و بر دوام
اين خود البته يك مطلبى است كه جهان ماده به ذات خود گسسته و فاقد انتظام و وحدت است و شكل و نظام خود را از يك اصول ثابت كه ماده را در تسخير دارد مىگيرد . اين رابطه را ما مىتوانيم رابطهء « به » بناميم . رابطهء ديگر جهان متغير با جهان ثابت رابطهء « اليه » است ؛ يعنى جهان ماده به حكم ناموس تكامل يك تكامل جوهرى و در سطح صور نوعيه - نه صرفاً تكامل ابزارى و دستگاهى - پيدا مىكند يعنى از ماديت به سوى تجرّد و از نقص به سوى كمال و از تغيّر به سوى ثبات و از فنا و زوال پذيرى به سوى جاودانگى تكاپو مىنمايد .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 270 | مرتضى مطهرى