فساد دفعى آن « فساد » - اما تغيير تدريجى و زمانى « حركت » ناميده مىشود .
از نظر عموم فلاسفه در اينكه عالم طبيعت متغير است يعنى در معرض دگرگونيها هست و قابليت دگرگونى در همهء اجزاء آن وجود دارد شكى نيست ، ولى سخن در اين است كه آيا تغييرات عالم طبيعت به نحو كون و فساد است يعنى دفعى است ، و يا به نحو حركت است يعنى تدريجى است ، و يا بعضى تغييرات دفعى است و بعضى تدريجى ؟ و اگر بعضى دفعى است و بعضى تدريجى كداميك دفعى و كداميك تدريجى است ؟ و چه دليلى در كار هست ؟
از طرف ديگر مىدانيم كه اگر فرض كنيم تغيّرات دفعى باشد معنى متغير بودن اشياء اين است كه امكان تغير در آنها هست اما فعليت تغيّر صرفاً در « آنات » به وقوع مىپيوندد ، پس چنين موجوداتى در زمان يعنى در اين امتداد طولى كه ما آن را « زمان » مىخوانيم ثابتاند و در يك لحظه ، و به تعبير دقيقتر در يك « آن » ، تغيّر در آنها رخ مىدهد ، پس چنين موجوداتى هم ثابتاند و هم متغير ، در زمان ثابتاند و در برخى آنات متغير ، و در واقع آنچه بيشتر بر آنها حاكم است ثبات است ، و هم مىتوان گفت چنين موجوداتى ثابت نسبى و متغير نسبى مىباشند يعنى نسبت به موجوداتى كه تغييراتشان تدريجى و زمانى است يعنى موجوداتى كه حركت در آنها صورت مىگيرد ثابتاند و نسبت به مجردات كه از هر گونه استعداد و قوه و امكان استعدادى مبرّا و منزهاند و فعليت خالصند و هيچ گونه تغيّر در آنها رخ نمىدهد متغيرند .
چنان كه مىدانيم يكى از كارهاى فلاسفه دسته بندى كردن موجودات است . به عقيدهء فلاسفه همهء موجودات عالم كه داراى ماهيت و چيستى هستند يعنى همهء موجودات به استثناى ذات بارى داخل در اين دستهبندى مىگردند ؛ به عبارت ديگر هر دسته از ماهيات در تحت يك ماهيت عام قرار مىگيرند كه علماى مسلمين آن را « مقوله » مىنامند .
مقولات در زبان يونانى « كاتيگورى » « 1 » ناميده مىشده است كه پس از معرّب شدن به صورت « قاطيغورياس » تغيير شكل داده است .
راجع به اينكه عدد مقولات چقدر است و به عبارت ديگر مجموع ماهيات اشياء در تحت چند ماهيت عامّ اصلى قرار مىگيرد اختلاف نظر موجود است ، ارسطو
هامش
( 1 ) .Categorize.