روابط فلسفه و عرفان
منظور ما از « فلسفه » الهيات است ، فلسفهء اولى يا الهى كه با عرفان تناسب دارد ، نه فلسفه به معنى وسيع كلمه .
حكمت الهى به دو فن تقسيم مىشود ( در اصطلاح متأخرين ) : امور عامّه يا الهيات بالمعنى الاعم ، و الهيات بالمعنى الاخص . اين در اصطلاحات شيخ نيامده است .
هدف فلسفهء الهى دربارهء انسان : انسان در نظام فكرى ، جهان كلّى شود و از نظر انديشه ، جهان عقلى گردد .
هدف عرفان دربارهء انسان : رسيدن انسان با كل وجودش به حقيقت ( خدا ) ، فناء فى اللّه ، وصول . . .
راه حكيم با راه عارف دو راه است ؛ راه حكيم راه منطق و برهان است و راه عارف راه تزكيه و تصفيه و سير و سلوك است .
وسيله هم تفاوت دارد : مركب حكيم عقل است و مركب عارف دل .
عرفان از كى به صورت يك علم درآمد ، علمى كه براى آن موضوعى و فايدهاى ذكر كردهاند ؟
مثلًا عرفان محيى الدين با عرفان شبلى فرق دارد . در عرفان شبلى مردمى