مورد عقل هيولانى مىگويند با پيدايش صورت عقلانى استعداد خاص از بين مىرود ؟
جواب : كلمهء « استعداد » نامى است مرادف با چهارمين معنى كه براى لفظ « امكان » است . آن معنى از معانى امكان همان است كه همواره مقرون است با عدم ممكن ، با وجود ممكن آن امكان منتفى مىگردد . مثلًا اگر عقل بالقوه را براى تصور معنى « مثلث » و تصديق و حكم درباره مثلث در نظر بگيريم ، در حالى كه هنوز تصورى و تصديقى درباره مثلث ندارد ، در اين حال ، امكان و استعداد آن تصور و تصديق در او هست ، اما همين كه آن تصور و آن تصديق در او فعليت يافت و عملا تحقق يافت محال است كه باز هم امكان و استعداد آن تصور و آن تصديق در او باشد ، زيرا حصول حاصل محال است ، مگر آنكه استعداد حصول و وجود و فعليت ديگرى غير از اين حصول و وجود و فعليت را در نظر بگيريم . استعداد نفس اين فعليت ، پس از فعليت يافتن منتفى مىشود ، اما نسبت به مطلق معقولات استعداد باقى است ؛ و شايد استعداد انسان براى فرا گرفتن معقولات لا يتناهى باشد . » « 1 »
بررسى
اين پرسش ارزش زيادى ندارد . براى سؤال كننده دو امر از يكديگر تفكيك نشده بوده است : يكى قوه و استعداد به مفهوم جوهرى كه در تعريف هيولى به كار برده مىشود و در مقابل « صورت » است ، ديگر قوه و استعداد به مفهومى كه در مقابل « فعليت » به كار مىرود . هيولى كه جوهرى است محض القوه - همانطور كه سائل بيان كرده - باقى است ، ولى استعدادها كه هيولى حامل آنهاست حدوث و فنا دارند . هيولى - كه در مقابل صورت است - تبديل به صورت نمىگردد ، ولى استعداد تبديل به فعليت مىشود .
مطلبى كه قابل بحث است اين است كه بوعلى در اينجا مىگويد : كلمه « استعداد » مرادف است با چهارمين معنى از معانى « امكان » . با توجه به نظر بوعلى درباره معانى امكان كه در كتابهايش بيان كرده بايد بگوييم مقصودش از چهارمين امكان ، « امكان استقبالى » است . بوعلى در « منطق » اشارات چهار معنى براى امكان
هامش
( 1 ) . مجموعه رسائل ابن سينا ، جزء 2 ، چاپ تركيه ، ص 2 ؛ ارسطو عند العرب ، ص 227 .