ذكر مىكند : امكان عام ، امكان خاص ، امكان اخص ، امكان استقبالى . امكان عام در مقابل امتناع ذاتى است ، و امكان خاص نقطه مقابل وجوب ذاتى و امتناع ذاتى است ، و امكان اخص در مقابل مطلق ضرورتها و امتناعهاى ذاتى و وصفى و وقتى است . امكان استقبالى آنجاست كه ممكن بر صرافت امكان باقى است و حتى ضرورت به شرط محمول را نيز فاقد است .
تفكيك معانى امكان از يكديگر مفيد و لازم است و گرنه موجب غلط و اشتباه مىشود . ظاهراً اول كسى كه اين تفكيك را به اين صورت به عمل آورد خود بوعلى است . در « منطق » ارسطو كه اكنون ترجمهاش در دست است چنين تفكيكى ديده نمىشود .
ولى اينكه بوعلى استعداد را مساوى با امكان استقبالى دانسته است ، قابل قبول نيست . استعداد با پنجمين معنى امكان قابل انطباق است كه اصطلاحا « امكان استعدادى » ناميده مىشود . امكان استعدادى با هر چهار معنى گذشتهء امكان اين تفاوت را دارد كه همه آنها يك سلسله معانى انتزاعى عقلى مىباشند و امكان استعدادى يك معنى عينى است .
در كلمات بوعلى ، چه در شفا و چه در اشارات و چه در نجات و چه دانشنامه علائى ، هرگز سخنى از پنجمين معنى امكان كه متأخران آن را « امكان استعدادى » مىنامند به ميان نيامده است . در كلمات بوعلى از قوه و استعداد زياد سخن رفته است ، اما از اينكه هر قوه و استعدادى خود نوعى امكان است براى مستعدله سخن به ميان نيامده است . بوعلى آنجا كه در باب « قوه و فعل » برهان اقامه مىكند بر اينكه هيچ پديدهاى نمىتواند بىارتباط با پديدههاى ديگر باشد ، طورى سخن گفته است كه گويى آن چيزى را كه متأخران « امكان استعدادى » مىنامند او با امكان ذاتى مساوى مىدانسته است ، لهذا ايرادها و اشكالها از همه سو متوجه وى شده است .
تا آنجا كه ما تفحص كردهايم اول كسى كه امكان استعدادى را شناخته و اين اصطلاح را به كار برده است ، شيخ شهاب الدين سهروردى است . پس از او در كلمات خواجه و ديگران آمده است و پنجمين معنى از معانى امكان شناخته شده است . به هر حال آنچه در پاسخ سؤال آمده كه « استعداد » كلمهاى است مرادف با چهارمين معنى از معانى امكان ، قابل قبول نيست .
اگر پنجمين معنى امكان در منطق و فلسفه بوعلى شناخته شده بود ، ما مىگفتيم
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 130
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٣٠