تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 697

مساهمون:

ص٦٩٧
الإشارة أنّ ما وجوده مشابك لعدمه و بقاؤه متضمن لدثوره يجب أن يكون أسباب حفظه و بقائه بعينها أسباب هلاكه و فنائه و لهذا كما أسند الحفظ إلى الرسل أسند التوفى « 1 » إليهم بلاتفريط فى أحدهما و إفراط فى الأخرى .
هامش
( 1 ) . بعضى توفّى را اشتباهاً از مادهء فوت گرفته‌اند و « اللَّه يتوفّاكم » را به « خدا شما را فائت مىكند و از بين مىبرد » ترجمه كرده‌اند . « توفّى » از مادهء وفا ( وَفَىَ ) است . وفا و استيفاء يعنى چيزى را بتمامه تحويل گرفتن . بنابراين ، اين آيهء شريفه به اين معناست كه خدا شما را به تمام وجود تحويل مىگيرد . اين است كه يكى از ادلّهء روح در قرآن همين آيات توفّى است . خداوند مىخواهد بفرمايد كه با مردن ، انسان پايان نمىپذيرد بلكه مردن مساوى است با تحويل گرفتن و به تمام وجود گرفتن و بردن . آيه‌اى هست در سورهء سجده آمده است كه آقاى طباطبايى در تفسير الميزان استنباط شيرين و خوبى از آن دارند . خداوند از قول كفار چنين نقل مىكند : «أَ إِذا ضَلَلْنا فِي الْأَرْضِ أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ» آيا بعد از آنكه ما در زمين گم شديم ، تمام هستى ما تكه تكه شده و هر ذره‌اى از آن به جايى پراكنده شد ، باز دوباره خلق مىشويم ؟ ! قرآن به شكل عجيبى جواب مىدهد . با اينكه قرآن مسئلهء جمع كردن ذرات را در جاهاى ديگرى بيان كرده است ولى در اينجا چون سخن سر« ضَلَلْنا »و گم شدن است به اين نحو جواب مىدهد :« قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ». چه تناسبى است بين اينكه « تمام ذرات ما در عالم پراكنده شده » و اين جواب كه « بگو ملك الموت به تمام وجود شما را اخذ مىكند » ؟ نمىفرمايد خداوند در قيامت ذرات را جمع مىكند ، آن به جاى خود ، بلكه مىگويد بگو ملك الموت شما را به تمام وجود و شخصيت تحويل مىگيرد . معناى اين سخن اين است كه تو « من » ات را اشتباه كرده‌اى . آيا خيال كرده‌اى كه اگر ذراتت پراكنده شد تو پراكنده شده‌اى ؟ ! همان لحظه‌اى كه مىميرى « خودت » را به تمام وجود گرفته و مىبرند . آنچه كه پراكنده مىشود تو نيستى .