متخالفتين ، و هما مقولة أن يفعل و أن ينفعل « 1 » ، و المقولات أجناس عالية متبائنة « 2 » ، و لاستحالة كون المفيض مستفيضاً بعينه فالمحرك لا يحرك نفسه « 3 » بل الشىء « 4 » لايكون فى نفسه متحركاً « 5 » ، و المتحرك لا يتحرك عن نفسه فيكون حركته بالفعل من جهة ما هو بالقوة و هذا محال . و المسخّن لا يسخّن نفسه بل لأمر يكون سخونته بالقوة فلابد أن يكون قابل الحركة متحركاً بالقوة لا بالفعل و فاعلها لابد و أن يكون .
هامش
( 1 ) . به بيانى كه عرض كرديم ، مقصود مرحوم آخوند اين نيست كه حركت تحت مقولهء « أن يفعل » و « أن ينفعل » هر دو است . مىخواهد بگويد هرجا كه حركت هست فعل و قبول تجددى هست و آن كه حركت در آن واقع مىشود خودش يك ماهيت جداگانه دارد . در عين حال مقولهء « أن يفعل » و « أن ينفعل » هم ، در اينجا صادق است كه آن بحث ديگرى است .
( 2 ) . يعنى محال است كه يك شىء ، در آنِ واحد ، هم تحت مقولهء « أن يفعل » باشد و هم تحت مقولهء « أن ينفعل » .
( 3 ) . عبارتى كه عرض كردم ( 114 ) مبهم است در همين جاست . حاجى مىگويد اين « فالمحرك لايحرك نفسه » غلط است و آنچه در بعضى نسخ ديگر آمده كه « المتحرك لا يحرك نفسه » درست است . آنچه حاجى مىگويد چندان دلچسب نيست ، چنان كه خواهيم گفت .
( 4 ) . « بل الشىء » غلط است ، « بل لشى ءٍ » درست است . در شواهد الربوبيه و نيز رسالة الحدوث ، مرحوم آخوند عين اين عبارت را با « بل لشى ءٍ » آورده است .
( 5 ) . حاجى مىگويد اين جمله بايد از « بل لشى ءٍ » جدا شود و به تعبير امروز بعد از « بل لشىء » يك ويرگول لازم است . او همچنين يك « حتى » قبل از « لايكون » در تقدير مىگيرد . طبق اين تفسير ، جملهء بعدى يعنى « و المتحرك لايتحرك عن نفسه » تكرار مفاد جملهء قبلى « فالمتحرك لايحرك نفسه » مىشود . باز حاجى مىگويد در سطر بعد به جاى « المسخّن » بايد « المتسخّن » باشد . اينطور كه حاجى عبارت را معنا كرده است ، هم با ظاهر عبارت جور در نمىآيد و هم بايد چيزهايى در تقدير بگيريم و علاوه بر اينها مستلزم تكرار است و لهذا توضيح دلچسبى نيست .
بهتر آن است كه همان ظاهر عبارت را حفظ كنيم و بگوييم در « المحرك لايحرك نفسه » مرحوم آخوند بحث را روى محرك برده است و در عبارت « المتحرك لا يتحرك عن نفسه » در مورد متحرك بحث مىكند .
در واقع ، حاجى با دو اشكال مواجه است . يكى اينكه « المحرك لايحرك نفسه » ايراد دارد ، چون بحث ما در متحرك است نه محرك . ديگر اينكه « لشىء » در « بل لشىء » نمىتواند درست باشد ، چون « يحرك » متعدى بنفسه است نه متعدى به لام . هيچ كدام از اين ايرادها وارد نيست . اما در مورد ايراد اول ، درست است كه بحث در مورد متحرك است اما ايندو [ يعنى محرك و متحرك ] ملازم يكديگر هستند . اما در مورد تعدى بنفسه و تعدى به لام بايد گفت كه از اين اشتباهات نحوى در كلمات علما زياد است !