تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
صورت ] نوع پنجم به وجود مىآيد كه جسم باشد . در اينجا سؤال خيلى روشنى پيش مىآيد كه اين حرف فلاسفه به چه معناست كه جسم يكى از جواهر پنجگانه و در عين حال مركب از ماده و صورت است ؟ جسم كه غير از ماده و صورت چيزى نيست و بنابراين نبايد نوع جداگانه‌اى به حساب آيد . چرا آن را يك امر جداگانه مىشمارند ؟ . پاسخ اين است كه ماده از آن جهت كه ماده است خودش يك نوع مستقل است و صورت از آن جهت كه صورت است يك نوع مستقل است ولى همين دو نوع به اعتبار ديگر يك نوع ديگر به وجود مىآورند و به اين اعتبار هيچ كدام نوع نيستند .

تركيب خاص جسم از ماده و صورت

حال مسئلهء ديگرى مطرح است و آن اين است كه شما مىگوييد جسم در خارج مركب از ماده و صورت است و ماهيت در ذات خودش مركب است از جنس و فصل . يك اصل واضح در مورد مركب اين است كه هر مركبى با وجود همهء اجزاء پديد مىآيد و با انتفاى يكى از اجزاء از بين مىرود : « الكل يوجد بوجود جميع الاجزاء و ينتفى بانتفاء احد الاجزاء » . سؤال اين است كه آيا در اينجا هم مطلب از همين قرار است ؟ آيا جسم كه مركب است از ماده و صورت ، با انتفاى هر يك از ايندو ، معدوم مىشود و آيا ماهيت كه مركب است از جنس و فصل ، با انتفاى هر يك از ايندو معدوم مىشود ؟ يا نه ، اين يك مركبى است كه يك وضع استثنايى دارد ؛ يعنى ممكن است كه ماده منتفى شود ولى كل كه مركب است منتفى نشود و يا جنس منتفى شود بدون اينكه كل منتفى شود ؟ اگر چنين است آنوقت اين سؤال پيش مىآيد كه مگر قاعدهء كلى عقلىِ « الكل ينتفى بانتفاء احد الأجزاء » استثناپذير است ؟ ! چگونه است كه ماده جزئى از جسم است و با انعدام ماده ، جسم معدوم نمىشود و چگونه است كه جنس جزئى از ماهيت است و در عين حال با انعدام جنس ، ماهيت معدوم نمىشود ؟ جواب اين است كه اين مركب يك وضع استثنايى دارد ولى در عين حال قاعدهء عقلى استثنا نخورده است . پس قضيه چيست « 1 » ؟ .
هامش
( 1 ) . اين مطالب با اين توضيح و ترتيب در اينجا ذكر نشده است و من براى اينكه مطلب مفهوم باشد اين توضيحات را عرض مىكنم .