تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
نفس ] نيست بلكه به اين معناست كه آن مرتبهء بعد ظرف وجود اين شىء نيست . اين يك نوع تكامل است كه تكامل عمودى و رو به بالاست ؛ يعنى تكامل طبيعت به سوى ماوراى طبيعت است . در اينجا فنايى در كار نيست زيرا اگرچه شىء حدوثاً زمانى و مادى است ولى بقائاً زمانى و مادى نيست . بنابراين اگر انسان احساس مىكند يك منِ باقى دارد كه در تمام طول عمر اين من همان من است و در همهء اين زمانها محفوظ است از باب اين است كه اين من ، خودش را از افق زمان خارج كرده است و انسان چيزى را در ما فوق زمان و ما فوق حركت درك مىكند . لازمهء حركت غيبت هر مرتبه از مرتبهء ديگر است .

معناى واقعى تكامل در طبيعت

اما دربارهء تكاملهايى كه در طبيعت مىبينيم مثل تكامل در رنگ يا رشد اعضا و جوارح چه بايد گفت ؟ در اينجا باز يك حرف دقيق ديگرى هست كه كاملًا بايد به آن توجه كرد . در هر مرتبه‌اى كه شىء طبيعى حادث مىشود حدوثش مساوى است با زوالش ، ولى گاهى استعدادات شدت پيدا مىكند . هر استعدادى استعداد يك مرتبهء از فعليت است . آن فعليت كه پيدا شد شىء استعداد يك فعليتِ در مرتبهء عاليتر را پيدا مىكند نه آنكه آنچه كه در مرتبهء قبل بوده باقى مىماند و اينها روى يكديگر انباشته مىشود . معمولًا اين گونه تصور مىشود كه معنى تكامل در طبيعت اين است كه طبيعت چيزى را تحصيل مىكند ، آن را نگه مىدارد ، بعد چيز ديگرى تحصيل مىكند و به قبلى اضافه مىكند و اينها روى هم انباشته مىشود مانند كسى كه پولهايى كه به دست مىآورد خرج نمىكند و پيوسته بر مقدار آن مىافزايد . اين يك نظر سطحى نسبت به طبيعت است . هرچه طبيعت به دست مىآورد ، در آنِ بعد ، ديگر از جنبهء طبيعى آن مرتبه نيست ولى طبيعت در قدم بعد استعداد مرتبهء كاملتر را دارد . از نگاه حسى و ظاهرى ، تدريجاً بر جنين از نظر مادى اضافه مىشود و جنين اضافه‌ها را نگه مىدارد ولى از نگاه دقيق فلسفى هرچه جنين در هر مرتبه‌اى به دست مىآورد آناً فانى مىشود اما اين فنا ملازم است با استعدادِ به دست آوردن مرتبهء بعد كه از مرتبهء قبل كاملتر است . آنچه جنين بعد از نُه ماه دارد ، انباشته شده‌هاى اين نُه ماه نيست و در واقع هيچ چيز انباشته نشده است بلكه در هر قدمى كه جنين جلو آمده است استعداد مرحلهء كاملتر را پيدا كرده است . اين بدنى كه