احساس نمىكنيم و لذا خيال مىكنيم كه اين حرارت دارد آناً فآناً كم مىشود .
آنچه گفتيم طبق تفسير قدما از حرارت و برودت بود . مسئلهء حرارت از نظر علم امروز واضح است و جاى هيچ اشكالى نيست زيرا وقتى كه شىء سرد مىشود از فعليت به نقص نمىرود بلكه تنها تبادل انرژى صورت مىگيرد و انرژى از جايى به جايى ديگر منتقل مىشود . به هرحال آقاى طباطبايى اين برهان را اقامه مىكنند كه برهان درستى است « 1 » .
راه حلى دربارهء علت عدم اشتداد در حركات أينى و وضعى
اما بالاخره در مورد حركت أينى و حركت وضعى چه بگوييم ؟ شما ( علامهء طباطبايى ) گفتيد حركت تنقصى در عالم نيست و حركت تنقصى را به نحو تبديل حل كرديد . اما در حركت أينى وقتى كه شىء از نقطهاى به نقطهاى ديگر حركت مىكند در اينجا تنقص نيست ولى تكامل هم نيست . در اين مورد ايشان بيانى نكردهاند .
به نظر مىرسد كه در باب حركت أينى راه حل چيز ديگرى است . جسم محال است كه در آنِ واحد بيش از يك مكان را اشغال كند و بنابراين لازمهء حركت مكانى اين است كه شىء ، مقارن با اخذ مكان بعدى مكان قبلى را رها كند . به هر اندازه كه جسم مكان جديد را اشغال مىكند به همان اندازه مكان قبلى را رها مىكند و به اين علت است كه تكامل رخ نمىدهد . به عنوان مثال ، فرض كنيد ظرفى داريم كه مقدار معينى آب وارد آن مىشود و از طريق يك مجرا درست برابر آنچه كه آب وارد مىشود آب خارج مىشود . نتيجه چيست ؟ نتيجه اين است كه حجم آب ظرف هميشه ثابت مىماند .
در حركت مكانى ، جسم ، بالقوه مكان بعدى را دارد و وقتى مكان بعدى فعليت پيدا مىكند اين يك تكامل است زيرا امر بالقوه تبديل به فعليت مىشود ولى چون جسم ، برابر فعليتى كه مىگيرد فعليتى را رها مىكند نتيجه اين است كه اگر يك شىء تا ابد هم حركت كند نتيجهء اين حركت ، تكامل در مكان نخواهد بود . پس اين .
هامش
( 1 ) . [ استاد در جلسهء 32 ميان دو معناى اشتداد تفكيك كرده و توضيحات تكميلى دربارهء نظر علامهء طباطبايى ( ره ) ارائه مىدهند . ]