آيا هر حركتى لزوماً اشتدادى است ؟
در اينجا مرحوم آخوند وارد مطلب ديگرى مىشوند . تا اينجا بحث در اين بود كه در ميان مقولاتى كه حركت در آنها واقع مىشود حركت در مقولهء أين ظاهر است و حركت در مقولهء وضع مصاديقى دارد . بحثى كه در اينجا مطرح مىكنند مقدمهاى است بر بحثى كه در آينده در باب حركت جوهرى دارند .
بعضى از مقولاتى كه حركت در آنها واقع مىشود مسلّماً قبول اشتداد مىكنند مثل حركت در كيف . طبق نظر قدما در باب حرارت ، وقتى كه شىء [ در حرارت ] حركت مىكند اين حركت از مرتبهاى به مرتبهء ديگر است و هر مرتبهء بعدى اشد از مرتبهء قبلى است . قدما همچنين در باب رنگها - كه آن را كيفيت مىدانند - معتقدند كه جسم هميشه از رنگ خفيفتر به رنگ شديدتر مىرود . حال ، اينكه ملاك شدت و ضعف در باب الوان ( رنگها ) چيست ، در باب جواهر و اعراض بيان كردهاند . حكما معتقدند كه حركت الوان هرگز از اشد به سوى اضعف نيست . قرمزى از زردى اشد است و خود قرمزى مراتبى دارد و طبيعت هميشه از قرمزى به قرمزى شديدتر مىرود نه برعكس . البته ممكن است شما بخواهيد اين مطلب را با ذكر مواردى نقض كنيد كه بعد در اين باره توضيح خواهم داد .
بعد ايشان مىگويد در مورد مقولهء كم مطلب واضح است . اينكه شىء رشد و نمو مىكند خودش قبول اشديت است ولى در مقولهء أين و نيز در مقولهء وضع ، مطلب ظاهر نيست . پس آيا حركت در طبيعت و ذات خودش بر دو قسم است : حركت اشتدادى و حركت غير اشتدادى و به عبارت ديگر حركت تكاملى و حركت غيرتكاملى ، يا هر حركتى مساوى است با اشتداد و تكامل ؟ اگر هر حركتى مساوى است با اشتداد و تكامل پس آيا حركت أينى يا وضعى هم اشتدادى و تكاملى است ؟ اما وقتى يك جسم از يك نقطه به نقطهء ديگر مىرود اشتداد پيدا نمىكند .
پس مطلب از چه قرار است ؟ .
اينجا مرحوم آخوند همين قدر مىگويد كه حق اين است كه مقولهء أين و وضع هم قبول اشتداد مىكنند ولى بعد اضافه مىكند : « فإنّ كلًاّ منهما يقبل التزيد و التنقص » يعنى هر كدام از حركات أينى و وضعى قبول تزيد و تنقص مىكنند . پس نتيجه اين مىشود كه بعضى حركات ، اشتدادى است و بعضى حركات اشتدادى نيست . دربارهء اين تزيد و تنقص نه خود مرحوم آخوند و نه محشين هيچ توضيحى نمىدهند ولى