تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
اشكال عمده در مورد حركت كمّى چيست ؟ در حركات أينى ، كيفى و وضعى مىشود أين ، كيف و وضع را يك عرض خارجى براى موضوع تلقى كرد . كيفيت واقعاً وجود مباينى از متكيف دارد و همين‌طور در أين و وضع . ولى آيا كميت يك شىء ، واقعاً يك عارض خارجى است يا عين جسم است و اعتباراً با جسم فرق مىكند ؟ اينكه « جسم تعليمى » را از « جسم طبيعى » جدا كرده مىگوييم رياضيات در مورد جسم تعليمى و طبيعيات در مورد جسم طبيعى بحث مىكند آيا مراد اين است كه جسم طبيعى يك چيز است و جسم تعليمى چيز ديگرى است و واقعاً جسم تعليمى در خارج عارض جسم طبيعى شده است ، يا اينكه جسم دو اعتبار دارد كه به يك اعتبار جسم طبيعى است و به يك اعتبار جسم تعليمى ؟ دومى درست است . از زمان بوعلى به بعد - به‌طور مسلّم - تفاوت ميان جسم طبيعى و جسم تعليمى را به « ابهام و تعيين » مىدانند . جسم اگر مبهم اعتبار شود جسم طبيعى است و اگر متعين اعتبار شود مىشود جسم تعليمى . اگر اين‌طور است ، فرق واقعى ميان جسم و كميت آن از ميان مىرود . پس حركت جسم در كميت ، حركت در خود است نه حركت در عرضى از اعراض . اين است كه بوعلى و امثال او را سخت دچار مشكل مىكند زيرا آنها منكر حركت جوهرى بوده و حركت در خود را به طورى كه متحرك و « متحركٌ فيه » يكى باشد قابل قبول نمىدانند . بر خلاف شيخ ، مرحوم آخوند در اين مسئله دچار اشكال نيست چون قائل به حركت جوهرى است و بنابراين همچنان كه حركت مىتواند عين متحرك باشد مىتواند عين « متحركٌ فيه » هم باشد كه در حركت جوهرى چنين است . پس در حركت مقدارى اشكالاتى از جمله اشكال مهمى كه ذكر كرديم مطرح است كه در غير آن مطرح نيست و لهذا فخر رازى براى حركت مقدارى حساب جداگانه‌اى باز كرده است . مىگويد لازمهء سخن كسانى كه مىگويند جسم در هر آنى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 309 | مرتضى مطهرى