فخر رازى سپس وارد بحث مقدار شده ، مىگويد در اين مورد مطلب را بايد به گونهء ديگرى بيان كرد . در مورد حركت مقدارى ، اشكال مهمترى مطرح است كه بعد به نظر شيخ الرئيس مىرسيم كه از جاهايى است كه شيخ صريحاً اظهار عجز كرده و عباراتش در اسفار نقل شده است و شيخ اين مطلب را در پاسخ سؤالهاى بهمنيار مطرح مىكند « 1 » . شيخ مىگويد « لعل » اينطور باشد و « لعل » آنطور و در آخر وقتى بهمنيار از شيخ مىخواهد كه مطلب را بيش از اين حل كند مىگويد من ديگر در اينجا حرفى ندارم .
بيان اشكال در حركت كمّى
گفتيم در باب حركت مقدارى ، اشكال قويتر است . مقصود از حركت مقدارى ، حركت در كمّ متصل است . حركت در كمّ متصل چيزى شبيه حركت در جوهر است و بلكه شايد بتوان گفت كه يك نوع از حركت در جوهر ، حركت كمّى است . از نظر قدما ما حركت كمّى داريم . مثلًا جسم انسان كه رشد مىكند حركت كمى مىكند ، يعنى جسم انسان يك واحد متصل است كه بر ابعاد آن افزوده مىشود . البته اين مسئله كه اصلًا حركت كمّى در عالم داريم يا نداريم محل ترديد است و اين يك بحث صغروى است كه تنها امروزه مطرح است . امروزه كه ذرات و سلولها و خلأهايى كه ميان آنها وجود دارد كشف شده آنچه را ما حركت كمّى مىدانيم حركت كمى نمىدانند بلكه مىگويند اين چيزى جز اضافه شدن ذرات از خارج نيست ؛ اضافه شدن ذرات از خارج غير از حركت كمّى است « 2 » .
هامش
( 1 ) . [ اين مطلب در جلسات سى و پنجم و سى و ششم مورد بحث قرار گرفته است . ]
( 2 ) . از نظر قدما رشد گياه ، حيوان و انسان حركت كمّى است و حتى در جمادات هم حركت كمّى داريم .
مثلًا جسمى را گرم مىكنيم و حجم آن افزوده مىشود . قدما قائل به « تخلخل و تكاثف » بودند .
« تكاثف » يعنى شىء بدون اينكه چيزى از آن كم شود و يا خُلل و فُرجى در درون آن از بين برود حجمش كوچك شود . « تخلخل » در آنجاست كه بدون اينكه چيزى از خارج بر شىء اضافه شود و خلل و فرجى در درون شىء پيدا شود حجم آن بزرگتر شود . قدما معتقد بودند كه تخلخل و تكاثف در طبيعت وجود دارد و اين مسائل در طبيعيات مطرح مىشد . آنها چون خلأ را محال مىدانستند در پاسخ اين سؤال كه آيا امكان دارد مقدارى از حجم هوايى را كه در اتاق وجود دارد با وسيلهاى بيرون بكشيم يا نه ، مىگفتند بيرون كشيدن هوا امكان دارد ولى مستلزم خلأ نيست ، چون هر مقدار هوا را كه بيرون بكشيم هواى موجود بسط پيدا مىكند بدون اينكه خُللى در داخل آن پيدا شود .
مىگفتند خاصيت طبيعت تخلخل است يعنى خودش را منبسط و پهن مىكند بدون اينكه خلل و فرجى در درون آن پيدا شود .
همهء اينها را قدما حركت كمّى مىدانستند ولى با توجه به علم امروز همهء اين مثالها قابل [ تأمل يا ] خدشه است . نمىخواهم بگويم همهء حرفهاى قدما در اين باره صد درصد رد شده است ولى هريك جداگانه بايد بررسى شود . البته تكليف اين مسئله كه آيا خلأ واقعى وجود دارد يا ندارد با آنچه در مورد خلأ در فيزيك امروز مىگويند معلوم نمىشود زيرا خلأ فيزيكى خلأ فلسفى نيست و در اينجا بايد با دلايل ديگرى استدلال شود .