تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
بالقوه داراى ماهيت است يعنى به حيثى است كه اگر در هر حد بايستد ماهيت آن حد را داراست و اگر نايستد آن ماهيت را ندارد .

بازگشت به ايراد فخر رازى

بنابراين در پاسخ فخر رازى چنين مىگوييم كه شما فكر كرده‌ايد كه وقتى جسم حركت مىكند از نوعى به نوع ديگر خارج مىشود و انواع ، فعليت پيدا مىكنند و لذا مىگوييد يكى از انواع سواد است . اصلًا هيچ نوعى در اينجا فعليت پيدا نمىكند بلكه شىء در همهء مراتب زمان اين امكان را دارد و بالقوه چنين است كه اگر بخواهيم براى آن ماهيت اعتبار كنيم ، به اعتبار ثبوتش در يك آن ، ماهيتى براى آن اعتبار مىكنيم . تنها اگر شىء از حركت بايستد ماهيت واقعى پيدا مىكند . اين انواع همه بالقوه هستند و آنچه ثابت است جنس است ، كه اين جنس ممكن است جنس قريب باشد مثل سواد ، و يا جنس بعيد باشد مثل كيف ، نه اينكه نوعى برود و نوع ديگرى بيايد « 1 » .
هامش
( 1 ) . سؤال : پس در اينجا چه چيزى بالفعل است ؟ . استاد : وجود است كه بالفعل است ؛ حركت است كه فعليت دارد . اشكال : وجود خاص كه بدون ماهيت نمىشود . استاد : اتفاقاً مىشود . مسئلهء مهم همين است كه در باب حركت ، ما « وجود » داريم و ماهيت نداريم . شىء متحرك مادام كه متحرك است [ نسبت به ] آنچه كه در آن حركت مىكند وجود دارد ولى ماهيت ندارد مگر بالقوه . فرق شىء متحرك با امورى كه اساساً ماهيت ندارند - مثل ذات بارى تعالى ( به اتفاق حكما ) و برخى موجودات مجرد كه به آنها « انّيات محضه » مىگويند - اين است كه آنها بالقوه هم ماهيت ندارند . شىء متحرك ، بالقوه ماهيت دارد زيرا ذهن در هر حدى مىتواند آن را ساكن فرض كرده و براى آن ماهيتى اعتبار كند . سؤال : اگر انواع بالقوه هستند چگونه جنس براى آنها تصور مىشود ؟ . استاد : جنسى كه ما در اينجا در نظر مىگيريم همان اعتبار بين الحدين است كه عرض كردم و الّا جنس به معناى واقعى در اينجا وجود ندارد و اين مطلب تنها براساس اصالت وجود [ قابل تبيين ] است . اگر به دنبال جنس مورد نظر شما بوديم بايد آن را از راه ماهيت توجيه مىكرديم كه قابل توجيه نيست . [ شىء متحرك ] يك وجودى است كه هيچ ماهيتى ندارد ولى براى اين وجود ، ميان يك مبدأ و منتهى عرض عريضى در نظر مىگيريم و ماهيتى در اينجا انتزاع مىكنيم و اسم آن را « جنس » مىگذاريم . معناى اين جنس اين است كه در هر مرتبه‌اى از مراتب اگر ماهيتى اعتبار كنيم يكى از انواع اين جنس اعتبار مىشود . سؤال : لازمهء فرمايش شما اين است كه در حركات جوهرى ماهيت نداشته باشيم . استاد : تنها در حركات جوهرى چنين نيست ، در همهء حركات چنين است .