تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
نيست ، پس سواد اشتداد پيدا نكرده است . موضوع آن است كه باقى است . شما مىگوييد معناى تسوّد اين است كه ذات سواد آناً فآناً اشتداد مىپذيرد . ذات سواد بايد باقى باشد تا اشتداد بپذيرد . اگر قرار باشد كه با شروع حركت اشتدادى ديگر ذات سواد باقى نباشد ، پس چه چيزى اشتداد پيدا مىكند ؟ پس نمىتوانيد بگوييد كه ذات سواد باقى نيست . اما اگر بگوييد ذات سواد باقى است مىپرسيم آيا صفتى براى اين ذات پيدا مىشود يا پيدا نمىشود ؟ آيا چيزى براى اين ذات باقى حادث مىشود يا چيزى براى آن حادث نمىشود ؟ اگر بگوييد هيچ چيز براى اين ذات پيدا نمىشود و همان ذات است ، معنايش اين است كه ذات اشتداد پيدا مىكند بدون آنكه هيچ چيزى به آن ملحق شود . پس در واقع ، ذات سواد اشتداد پيدا نكرده است . اگر زياده‌اى عارض نشده ، چه فرق است كه سواد اشتداد پيدا كند يا نكند ؟ پس سواد كه اشتداد پيدا مىكند زياده‌اى پيدا شده و براى ذات سواد صفتى پيدا شده است . شيخ مىگويد در اين حالت ، ذات سواد اشتداد پيدا نكرده است بلكه فقط صفتى براى آن حادث شده است . آيا وقتى براى امرى صفتى حادث مىشود به اين معناست كه ذات آن اشتداد پيدا مىكند ؟ آيا وقتى زيد قائم نيست و بعد قائم مىشود اشتداد پيدا مىكند ؟ نه ، فقط ذات زيد داراى صفتى شده است . بنابراين امكان ندارد كه ذات سواد را موضوع اين حركت بدانيم . مىتوانيم همين استدلال را به نحو ديگرى هم بيان كنيم ، يعنى به اين شكل بگوييم كه موضوع حركت بايد در جميع احوال و مراتب حركت باقى باشد . اگر موضوع باقى نباشد ديگر اين حركت همان حركت نيست . تشخص حركت به تشخص موضوع آن است . پس اگر مقوله موضوع باشد ، بايد باقى بماند . در اين صورت اگر چيزى به آن اضافه نشده پس تغييرى پيدا نكرده است و مخصوصاً در حركات اشتدادى اشتداد پيدا نكرده است ، و اگر چيزى به آن اضافه شده است اضافه شدن اشتداد نيست « 1 » .
هامش
( 1 ) . سؤال : چرا عرض ، متحرك در اين صفات نمىتواند باشد ؟ . استاد : اگر عرض بخواهد متحرك در اين صفات باشد ، اشتداد نيست . آيا اگر شيئى در صفاتى حركت كند اسمش اشتداد است ؟ آيا اگر جسمى داشته باشيم كه دائماً صفات بر آن متبدل مىشود اين اشتداد است ؟