تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
باقى است . سؤال مىشود كه آيا امرى براى سواد حادث شد يا حادث نشد ؟ مىگوييم امرى حادث شد . باز سؤال مىشود كه آيا آن امرى كه حادث شد صفتى براى اين وجود است يا عين ذات اين وجود است ؟ مىگوييم عين ذات اين وجود است . در وجود ، تشكيك محال نيست ؛ آن چيزى كه ذاتش اشتداد پيدا نمىكند و تشكيك در آن محال است ماهيت است « 1 » . حق بود مرحوم آخوند مطلب را به اين صورت تقرير مىكرد كه مقصود از ذات چيست ؟ ماهيت است يا وجود ؟ يا همان اقسام سه گانه را چهار قسم مىكرد و در قسم چهارم مىگفت امر حادث همان ذات سواد است ولى مقصود ما از ذات سواد ماهيت سواد نيست بلكه وجود سواد است و در اين صورت ديگر آن اشكال مرحوم شيخ بر اينكه مقوله موضوع حركت است وارد نيست و اين دليل آن را رد نمىكند . البته بايد توجه داشت كه مسأله‌اى كه در اينجا مطرح است ، با مسئلهء ربط متغير به ثابت پيوند و ارتباط نزديكى دارد . اگر كسى [ ايراد بر نظريهء اول ] را رد كند ، نظريهء مرحوم آخوند متزلزل مىشود مگر اينكه از راهى ديگر نظريهء اول را رد كنيم كه دليل ديگرى اين كار را خواهد كرد و اين مطلب را توضيح خواهيم داد . مرحوم آخوند در اينجا همان نقد شيخ بر قسم اول را بيان كرده و رد شده است و حال آنكه آنجا كه نظريهء سوم را مىخواهد رد كند ، مطلبى را مىگويد كه مىتوانست همان را در نقد نظريهء اول هم بياورد . البته مطلبى كه ما در ردّ بيان مرحوم آخوند - كه در واقع حرف ديگران از جمله شيخ است - عرض كرديم عين بيان خود مرحوم آخوند در رد استدلال شيخ در نفى حركت جوهرى است كه در چند صفحهء بعد مىآيد و عجيب است كه مرحوم آخوند همان بيان را در رد نظريهء اول نياورده است . شيخ آنجا كه مىخواهد دليل بياورد كه چرا حركت در جوهر ممكن نيست مىگويد اگر حركت بخواهد در جوهر واقع شود ، آنوقت متحرك چيست ؟ ما غير جوهر چيز ديگرى نداريم كه در جوهر حركت كند . اگر چيز ديگرى داشتيم كه در .
هامش
( 1 ) . سؤال : قائلين به اصالت ماهيت در مورد حركت در مقوله چه مىگويند ؟ . استاد : مىگويند متحرك جسم است و از نظر آنها اشكالى پيش نمىآيد . البته ما بعد مىگوييم كه بنا بر اصالت ماهيت هيچ حركتى قابل توجيه نيست ولى تا حدى كه قائلين به اصالت ماهيت در اينجا گفته‌اند [ طبق مبناى خودشان ] به آنها ايرادى وارد نيست .