در باب هيولى نظرى دارند كه در چند فصل گذشته هم مطرح شد . اگرچه شايد نشود همه نظرات مرحوم آخوند در مورد هيولى را با هم جمع كرد ولى ايشان مكرراً اين مطلب را ميگويد كه وحدت هيولى « وحدت جنسي » است نه « وحدت شخصي » .
به عقيده مرحوم آخوند هيولى از خودش هيچ حكمى ندارد مگر به تبع صورت ، همانطور كه جنس حكمى ندارد مگر به تبع فصل . اگر وجود صورت ، وجود اتصالى استمرارى باشد هيولى به تبع ، وجود استمرارى اتصالى دارد . به اين معناست كه مرحوم آخوند ميگويد در عالم طبيعت نه فقط صورتها حادث زمانى هستند بلكه ماده هم حادث به حدوث زمانى است . قبل از ايشان ، شيخ و ديگران با اينكه براى هيولى چندان درجهاى از وجود قائل نبودند ولى در همان حد كه قائل بودند ميگفتند ماده ذاتاً حادث و زماناً قديم است ولى صورتها ، هم ذاتاً و هم زماناً حادث هستند . اما مرحوم آخوند بعد كه هيولاى اولى را اثبات مىكند ، ميگويد چون هيولاى اولى هيچ حكمى ندارد مگر به تبع صورت ، بنابراين اگر صورت حادث باشد هيولى حادث است و اگر قديم باشد هيولى هم قديم است ؛ اگر صورت وجود اتصالى داشته باشد هيولى وجود اتصالى دارد و اگر صورت وجود غيراتصالى داشته باشد هيولى هم همين گونه است . مثلًا اين كتاب به حسب صورت جسميه اتصال به معناى امتداد دارد . اگر هيولاى اولايى در اينجا هست آن هم به تبع صورت امتداد دارد . حال اگر براى صورت ، كشش و امتداد زمانى قائل شديم ، هيولى هم به تبع صورت امتداد زمانى دارد .
بنابراين توجيه حاجى از عبارت مرحوم آخوند توجيه روايى نيست و بر خلاف مقصود مرحوم آخوند است . مرحوم آخوند در اينجا تعمدى داشته است كه اينطور بگويد كه همانطور كه صورتها متغير و متبدل هستند هيولى هم - چون از خودش حكمى ندارد - وجود متغير و متبدل دارد . هيولي ، « بالذات » نه متحرك است و نه ساكن ، ولى به تبع صورت ميتواند متحرك و يا ساكن باشد . در اينجا اين فصل پايان ميپذيرد .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 264
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٦٤