تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
علت محرك هميشه در درون خود شىء متحرك است ، مگر در مواردى مثل حركت قسرى يا حركت جبرى كه شكل على حده‌اى دارند . آنجا كه ضربه‌اى به گلوله وارد مىكنيم و گلوله حركت مىكند ، محرك ، آن ضربهء من نيست ، بلكه نيرويى است در درون خود اين گلوله كه آن را حركت مىدهد . نقش ضربهء من اين است كه آن نيرو را وادار مىكند كه كار خودش را انجام بدهد . در مقام تشبيه مثل اين است كه شما به كسى دستور مىدهيد كه برو فلان جا . شما در حركت او نقشى داريد ولى آيا بدن او را شما حركت مىدهيد ؟ اين سخن شما نيست كه بدن او را حركت مىدهد ، بلكه آنكه بدن او را حركت مىدهد نيروى بدن خود اوست . ولى شما هم نقشى داشتيد . نقش شما چيست ؟ نقش شما اين است كه نيروى محركهء درونى او را به كار انداخته‌ايد . يا مثل كسى كه كارخانه‌اى را كه نيروهايش همه در درون خودش است به كار مىاندازد . آن عمل و نيروى آن فرد نيست كه چرخهاى كارخانه را حركت مىدهد . آن نيرو در درون خود كارخانه است . نقش او فقط اين است كه اين دستگاه را به كار مىاندازد . اين فلاسفه در باب حركت چنين اعتقادى دارند . مىگويند هر حركتى ناشى از محركى همراه خودش و در درون خودش است و محركش هم هميشه همراه آن است مگر آنجايى كه حركت بالعرض باشد . مثلًا دست من كه حركت مىكند تسبيح هم حركت مىكند . اين حركت در واقع براى تسبيح نيست ، بلكه براى دست من است . اين نكته را اگر خوب توجه نكنيم برهان وسط و طرف براى ما مفهوم نخواهد بود .

خلاصهء برهان محرك اول

پس هر حركتى نيازمند به محرك است به دليل آنچه كه در فصل دوازده خوانديم و هر حركتى نيازمند به محركى است كه آن محرك بايد همراه متحرك باشد و از آن جداشدنى نيست كه الآن اشاره كرديم و تفصيلش بعدها خواهد آمد . در جلسهء گذشته هم گفتيم كه هر محرك طبيعى خودش متحرك است . پس از طرفى هر متحركى به محركى غير خود نيازمند است و از طرف ديگر هر عامل حقيقى حركت همراه حركت است . سوم اينكه هر محركى كه طبيعى و از سنخ طبيعت باشد خودش متحرك است ، پس نيازمند به محركى غير از خودش است . بنابراين متحركى داريم
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 175 | مرتضى مطهرى