الهى اسمش « عليت اعدادى » است ؛ يعنى چه ؟ يعنى عالِم طبيعى چون كارش از حس شروع مىشود ، وقتى نگاه مىكند ، براى وجود يك نظامى و يك سلسلهاى مىبيند ، مىگويد اين حادثهاى كه امروز واقع شد مسبوق و مستند به يك حادثهاى است كه در زمان قبل از آن واقع شد و آن هم مستند است به حادثهاى كه در زمان قبل از اين حادثه واقع شد و آن هم باز مستند است به حادثهاى در زمان قبل ، و همينطور قبل از هر زمانى زمانى و قبل از آن زمان زمانى و قبل از هر حادثهء زمانى يك حادثهء زمانى ديگر و قبل از آن حادثهء زمانى هم حادثهء زمانى ديگر ؛ و از اين به بعد را نيز همينطور الى آخر مىبيند كه بعد از اين زمان زمانى است و همينطور اين حادثهها و اين زمانها پشت سريكديگر قرار گرفتهاند . از آن طرف تا بىنهايت رفته است و از اين طرف هم تا بىنهايت مىرود .
از نظر طبيعى دان يا عالم طبيعى در اين سلسلهاى كه مىبيند هيچ وقت هيچ پدر و مادرى فرزند خود را نمىبينند ، هيچ گاه هيچ علت و مَنشئى آن اثر واقعى خودش را نمىبيند ، هميشه فرزند از ديد پدر و مادر غايب است و هميشه اثر از نظر و چشم مؤثر پنهان و غايب است « 1 » . در طبيعت - خصوصاً اگر ما اصل حركت را در طبيعت بپذيريم - هيچ وقت دو چيزى كه ميانشان رابطهء عليت باشد يكديگر را نمىبينند ؛ يعنى وجود هريك از اينها ملازم با عدم ديگرى است ؛ در مرتبهاى كه شىء مقدم وجود دارد مؤخر معدوم است و در مرتبهاى كه مؤخر موجود مىشود مقدم معدوم است .
اين مطلب را شما در مورد خود زمان درنظر بگيريد : آيا هيچ وقت دو جزء از زمان با يكديگر تلاقى مىكنند ؟ نه ؛ اصلًا چنين چيزى محال است . اگر چنين باشد اصلًا زمان نيست . اصلًا ما زمان حال نداريم و محال است زمان حال داشته باشيم .
زمان هميشه گذشته و آينده است ، زمان حال وجود ندارد . ما هميشه قسمتى از .
هامش
( 1 ) . اگر تعبير « پدر و مادر » مىكنيم مقصودمان همان علت طبيعى است . اين مسألهء غيبت اثر از مؤثر و معلول از علت - كه البته مقصود علت طبيعى است نه علت فلسفى - و نتيجه از مقدمه ( كه عالم طبيعى به آن معتقد است ) نظير آن حرفى است كه نويسندگانى كه راجع به حيوانات و غرايز آنها كتاب مىنويسند به آن اشاره كردهاند و در بعضى كتابهاى روانشناسى هم هست كه بعضى حيوانات هستند كه خلقت آنها به نحوى است كه هيچ وقت نسل گذشته نسل بعد از خود را نمىبيند . هريك از اين حيوانات همين قدر كه تخم گذارى و توليد نسل مىكند قبل از آنكه بچه هايش سر از تخم دربياورند خودش مىميرد و نسل بعدى را نمىبيند . نسل بعدى هم نسل قبلى را نمىبيند .