- اختلاف مجردات به چيست ؟ استاد : اختلاف از ناحيهء فاعلها و از نظام علت و معلول است نه از ناحيهء ماده ؛ به اين معنا كه يك اختلافى داريم كه در نظام فاعلى و در نظام علت و معلول است ؛ يك اختلاف هم در ماده و علل مادى است ، يعنى به اصطلاح در قوس صعودى است . آنچه مربوط به قوس صعودى است در آنجا وجود ندارد . به قول حكما بَدْء و عود عالم مجردات يكى است ، مبدأ و معادشان هر دو يكى است . ولى اين موجودات كه بدء و عودشان دوتاست با همديگر اين اختلافات را دارند .
با جملهء « و جميع سبب الشر . . . » مسألهء اقليت و اكثريت را ذكر مىكند . مىگويد كه شرور در قسمتى از جهان هستى است كه مادون فلك قمر است . در عالم افلاك و در عالم مجردات شر نيست .
نكتهاى را نگفتيم كه حالا از خارج عرض مىكنم : يك وقت ما در خود عالم طبيعت حساب مىكنيم ؛ در اين عالم ، شرور از لوازم خيرات است . اگر شرور نباشد خيرات عالم طبيعت هم نيست . در همين عالم طبيعت ، خير بر شر مىچربد .
يك مسألهء ديگر اين است كه تمام عالم طبيعت را نسبت به عوالم ديگرى كه در آنجاها شر وجود ندارد بسنجيم . اين عالم عالمى است كه در آن شر وجود دارد . آيا عالمى كه در آن شر وجود دارد بيشتر است يا عالمى كه هيچ شرى در آن وجود ندارد ؟ مىگويد عالمى كه در آن شر وجود ندارد مسلّماً بيشتر است .
ثم الشر إنما يصيب أشخاصاً ، و فى أوقات ، و الأنواع محفوظة ، و ليس الشر الحقيقى يعم أكثر الأشخاص ، إلا نوعاً من الشر .
شرور متوجه افراد است نه انواع
مسألهء ديگرى كه اين هم نكتهء خوبى است اين است كه شرور هميشه متوجه افراد است نه انواع .
اگر يادتان باشد ، در گذشته مىگفتيم كه مقصد طبيعت انواع است نه افراد . ( مثل اينكه در بحث غايات بود . ) افراد وسيلهاى براى استبقاء انواع هستند . در باب