ادامهء بررسى اشكالات وارده بر برهان نظم
دو مطلب ديگر ايشان راجع به اين دليل نظم گفتهاند . من يك بار اجمالا اشاره مىكنم و رد مىشويم . يك حرفى كه مىزنند همين است كه تعريف نظم چيست ؟
آيا نظم يك امر نسبى است ؟
ممكن است كسى بگويد كه نظم يك امر نسبى است ، يعنى انسان يك شئ را نسبت به يك شئ ديگر ، به اعتبار مقصد و هدف خاصى كه انسان دارد ، « منظم » مىنامد . فرض كنيد كه ما الآن اين دانههاى تسبيح را به صورت يك رشته منظم مىكنيم . نظم اين دانهها به شكل خاصى است : سى و سه دانه در يك سر قرار گرفته ، بعد يك عدسى مانند در وسط [ و بعد از آن سى و سه دانه و بعد يك عدسى مانند ديگر و بعد سى و سه دانهء ديگر . ] اسم اين را « نظم » مىگذاريم ، به اعتبار آن مقصد و هدفى كه براى ما بر آن مترتب مىشود . مثلا مقصد ما اين است كه مىخواهيم تسبيحات حضرت زهرا سلام اللّه عليها را بگوييم . اين ، مقصد ما را خوب تأمين مىكند ؛ سى و چهار تا « الله اكبر » و سى و سه تا « الحمدللّه » و سى و سه تا « سبحان اللّه » . اگر اين تسبيح را پاره كنيم و دانههاى آن روى زمين پراكنده شود ، آن هم