تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
فاعلى است خودخواه كه فقط براى خودش كار مىكند . اين فاعل كه به سوى غايت خودش و براى خودش كار مىكند حكيم است . يعنى چه ؟ يعنى اشياء را براى رسيدن خودش به غايت و غرضش خوب استخدام مىكند . اين معنا اساساً نمىتواند دربارهء خدا صادق باشد . ولى حكمت به معناى رساندن اشياء به غاياتشان دربارهء خدا صادق مىباشد ، به معناى افاضه و فيض به موجوداتى كه بالذات متوجه غايت خود هستند .
إذ مقتضى الحكمة و العناية * إيصال كلّ ممكن لغاية
به اين معناست كه خداوند متعال حكيم است . اين معنا خيلى برتر و بالاتر است و حكمتى كه لايق ذات پروردگار است اين است .

بيان صحيح غرض داشتن خداوند از فعل خود

يك نكتهء ديگر را هم ما بايد اينجا عرض كنيم : به يك معنا در همين جا كه فعل ذات پروردگار غرضى دارد ، فاعل هم غرض دارد ؛ به اين معنا كه وقتى مىگوييم فعل غرض دارد يعنى اصلا اين فعل ذاتش اين است كه به سوى غرض است ، يعنى « به سوى غرضى » مقوّم ذات فعل است ، مثل هر حركت طبيعى . وقتى يك شئ به سوى مقصدى حركت مىكند ، اين « به سوى آن مقصد » جزء ذات اين حركت است ، مقوم اين حركت است ، نه اينكه اين حركت خودش يك چيزى است و « به سوى مقصد » را آمده‌ايم به آن اضافه كرده‌ايم . اين حركت ، حركت نيست مگر اينكه همان « به سوى مقصد » در آن باشد . فعلى كه ماهيتش ماهيت به سوى مقصد خاص است ، در مورد اين فعل ، به اين معنا صادق است كه خداوند اين فعل را براى اين غرض انجام مىدهد ، يعنى فعل براى غرض را انجام مىدهد ، فعلى كه مقوم ذاتش براى غرض بودن است . اين نكته را ديگران ذكر نكرده‌اند و لهذا اگر در تعبيرات اسلامى و مذهبى داشته باشيم كه خداوند فلان كار را براى فلان مصلحت كرد ، حتى به معناى اينكه غرض فاعل باشد صحيح است ، اما نه غرض به آن معنا كه فعل وسيله‌اى است براى رسيدن فاعل به غرض خودش ، بلكه همان غرضى كه غرض فعل است غرض فاعل هم هست ، براى اين كه فعلى از اين فاعل صادر شده كه « براى غرض بودن » جزء ذات اين فعل است . اين است كه مىگوييم خداوند فعل را براى غرضى ( به اين معنا ) انجام
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 430 | مرتضى مطهرى