ادامهء بحث در حكمت و عنايت حق تعالى
بحث دربارهء عنايت و كيفيت دخول شر در قضاىالهى بود . بحثهايى از خارج راجع به تعريف « عنايت » و بالخصوص « حكمت » كرديم كه آن بحثها را تكرار نمىكنيم . رسيديم به آيهء كريمهء « لا يُسْئَلُ عَمّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلونَ » كه گفتيم دربارهء تفسير و توضيح اين آيه بحثهاى خيلى ريشهدارى از قديم ميان مفسرين و متكلمين بوده است .
يادآورى نظر اشاعره
از مفسرين ، آنهايى كه طرز فكر اشعرى دارند ، در كلام خود مدعى هستند كه فعل اللّه معلَّل به هيچ غرضى نيست ، لاغرض فى فعله . غرض داشتن از مختصات ممكنالوجودهاست . انسان و غير انسان از ممكنالوجودها در فعلشان غرض دارند .
واجبالوجود منزه است از اينكه فعلش براى يك غرض باشد . سؤال به لِمَ ، سؤال از غرض و غايت است [ و اين سؤال در مورد خدا معنى ندارد . ]
وقتى كه ما سؤال از لمّيّت يك شئ مىكنيم ، به دو منظور ممكن است باشد . يعنى ما دو « لِمَ » داريم : يك « لم » ثبوتى و يك « لم » اثباتى . لم ثبوتى اين است كه سؤال