علم واجبالوجود به ماسواه
از اينجا شيخ وارد علم واجبالوجودبه ماسوى مىشود ، علم به ساير اشياء . در اينجا يك اصطلاحى است كه در كلام شيخ نيامده ، ولى آن را روشن مىكنيم تا سخن شيخ معلوم باشد .
علم فعلى و علم انفعالى
اصطلاحاً مىگويند كه علم بر دو قسم است : علم فعلى و علم انفعالى . علم انفعالى يعنى علمى كه معلوم مبدأ علم است ؛ يعنى وجود عينى و خارجى معلوم سبب شده است كه عالم به آن علم پيدا كند ؛ و از اين جهت آن را « انفعالى » مىگويند كه عالم از معلوم منفعل مىشود . مانند علم انسان به اشياء خارجى . علم ما به اشيائى كه در طبيعت در اطراف ما وجود دارند علم انفعالى است ، زيرا آن اشياء وجود دارند و به واسطهء وجودشان در حس ما و در چشم ما يا در لامسه و سامعهء ما و تأثيرى كه در حس ما مىگذارند علمى در نفس ما پيدا مىشود . در واقع نفس ما منفعل از شئ خارجى است . اكثر علمهايى كه ما به اشياء خارجى داريم علمهاى انفعالى است ؛