ادامهء بحث در علم بارىتعالى
در اول فصل كه فهرست دادند ، يكى از مسائلى كه [ عنوان كردند ] اين بود : « و أن الواجب عقلٌ محضٌ و يعقل كل شئ » . اين همان مسألهء معروف علم بارى است كه در دو قسمت بحث مىشود : يكى علم بارى به ذات خود ، و ديگرى علم بارى به اشياء ديگر ، كه قهراً علم بارى به ذات خود مقدم است بر علم بارى به اشياء ديگر ؛ بلكه در هر موجود عاقلى علم آن موجود به ذات خودش مقدم است بر علم آن موجود به اشياء ديگر ؛ يعنى علم آن موجود به اشياء ديگر متفرع بر علم آن موجود به ذات خود است . لااقل فرض اين امر ممكن است كه يك موجود عالم به ذات خود باشد ، ولى عالم به اشياء ديگر نباشد . ولى اين امكانپذير نيست كه يك موجود عالم به غير خود باشد ، ولى عالم به ذات خود نباشد . پس در اينجا دو بحث است ، يكى در علم بارى به ذات خود ، و ديگرى در علم بارى به اشياء ديگر .
علم واجب تعالى به ذات خود
اول مسألهء علم بارى به ذات خود را طرح مىكنند و در جملهء « و واجبالوجود عقلٌ محضٌ » آن را بيان مىكنند . علم به ذات خود ، همان اصطلاح « خودآگاهى »