آن وقت اينها در باب معاد هم حرفشان اين است كه مىگويند معاد جسمانى است نه مادى . جسمانى است ، يعنى ابعادى كه در اجسام هست در آنجا هم هست ، ولى مادى نيست ، يعنى تغير و تكامل و از قوه به فعليت رسيدن نيست . هر موجودى به هر مرحلهاى كه رسيده است ديگر نمىتواند از جاى خودش تجافى كند . آن وقت در باب معاد ، آنهايى كه مىگفتند معاد ، روحانى محض است ، مقصودشان اين بود كه اصلًا جسمانى هم نيست ، فرقى هم ميان جسمانى و مادى نمىگذاشتند . عقلانى محض است كه نه بعدى دارد و نه صورتى و نه شكلى . آنهايى كه معاد را مادى محض مىدانستند ، مثل اغلب متكلمين يا محدثين ، مىگفتند اصلًا فرقى بين دنيا و آخرت نيست ، دنيا و آخرت هردو يكى هستند و زماناً با همديگر فرق دارند ؛ يعنى اگر در امتداد زمان به جلو برويم مىرسيم به جايى از زمان كه انتهاى دنياست ؛ يك انقلابى در همين دنيا پيدا مىشود و از روز بعدش قيامت است . ولى از نظر اين فلاسفه مسأله اينجور نيست ، [ معاد ] نه روحانى محض و عقلانى محض است كه اساساً فكر و روح و تعقل باشد ، و نه مادى محض و زمانى محض كه به يك جايى كه رسيد يك انقلابى در عالم پيدا شود و بعد از اين انقلاب زمان ادامه پيدا كند و از آن انقلاب به بعد قيامت باشد ؛ نه ، چنين نيست ، بلكه آخرت يك نشئهاى است ماوراى اين نشئه . اين نشئهء زمانى چه متناهى باشد و چه غيرمتناهى فرق نمىكند . اگر غيرمتناهى هم باشد به قيامت كارى ندارد . قيامت در باطن اين عالم است ، نشئهء ديگرى است در باطن اين عالم ، و آن نشئهاى كه در باطن اين عالم است جسمانى هم هست . در عين حال كه جسمانى است مادى نيست ، ماده و حركت در آن نمىباشد .
- [ آيا اين با آيات قرآن منافات ندارد ؟ ] استاد : اين بستگى دارد . اينجور مسائل خيلى دقيق است . در مسائلى كه اينقدر دقيق است ، اينها مىگويند كه فهم عوامالناس هرگز نمىتواند ملاك قرار بگيرد . حالا فرض كنيد كه شما گويندهء اين كلمات بوديد و مىخواستيد اين را بگوييد ؛ به هر زبانى كه شما بگوييد آن بقال سر كوچه مىتواند اين مطلب را بفهمد ؟ او به حد فهم خودش مىفهمد . ولى يك شخص كه عارف به معارف باشد ، آن وقت مىتواند بفهمد
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 258
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٥٨