تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣

شرح و توضيح متن

قسمتهايى كه در دو درس گذشته خوانديم حدود سه صفحه شده است كه عبارتهاى آن را نخوانده‌ايم . امروز اين عبارتها را مىخوانيم و معنى مىكنيم تا برسيم به فصل بعد . و ايضاً ، فإنا نقول : إن وجوب‌الوجود لايجوز أن يكون معنى مشتركاً فيه لعدة بوجه من‌الوجوه ، لا مختلفى الحقائق والانواع و لا متفقى الحقائق والانواع « 1 » .
هامش
( 1 ) . در نسخه‌ها چنين آمده : « . . . لا متفقى الحقائق والانواع و لا مختلفى الحقائق والانواع » . اين غلط ظاهراً از نسخه‌ها باشد . بايد اول « مختلفى الحقائق والانواع » باشد و بعد « متفقى الحقائق والانواع » . اين نسخه‌هايى كه پيش محشّين بوده نيز به همان صورت غلط بوده . به اين دليل عبارت نسخه‌ها غلط است كه بعد مىگويد : « أما أول ذلك فإن وجوب‌الوجود لا ماهية له تقارنه غير وجوب‌الوجود » ؛ اينجا اول مختلف الحقيقه را ذكر كرده . در صورتى كه عبارت نسخه‌ها درست مىبود ، بايد اول احكام متفق‌الانواع را گفته باشد ، به اين معنا كه وجوب وجود حكم نوع را داشته باشد و افرادش متفق‌الحقيقة باشند . از محشّين ، ملا اولياء و سيد احمد در اينجا حاشيه‌دارند . ملا اولياء گفته اينكه اول مختلف‌الحقيقة را بيان كرده از جنبهء اختصار و اجمال است . اين حرف معنى ندارد كه ما دو قسم ذكر كنيم ، اما قسم دوم را اول بناميم و شرح كنيم . اگر مسألهء اختصار و اجمال هم باشد ، چنين نيست ، از نظر اختصار و اجمال هم اين خيلى مفصلتر است ، مگر اينكه بگوييم « اول است » يعنى خيلى مفصلتر است . آن محشّى ديگر خواسته آنچه را كه شيخ تا اينجا گفته همه را مربوط به همان متفقىالحقائق بداند ، در صورتى كه اين عبارات به هيچ‌وجه با آن جور در نمىآيد ، همه با مختلف‌الحقايق جور در مىآيد . بعلاوه متفقىالحقائق را در نيم صفحه ، بعد از يك ورق ، اشاره مىكند ، كه بعد عرض مىكنم .