تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
- بله ، وجود ندارد . استاد : بسيار خوب ، واجب‌الوجودى نداريم ؛ مىگوييد در اين صورت واجب‌الوجودى نداريم . اين غير از بحث اينجاست . بحث ما در توحيد است ؛ يعنى ما فرض كرده‌ايم كه واجب‌الوجود داريم . بحث ما در اين است كه آيا واجب‌الوجود واحد است يا كثير . - بله ، ما مىخواهيم بگوييم در مكتب اصالت ماهيت واجب‌الوجود در كار نمىآيد . استاد : در كار نيايد ، آن بحث غير از اين بحثهاست . ما يك بحث داريم در اثبات واجب‌الوجود ، يك بحث هم داريم در توحيد واجب‌الوجود ؛ يعنى در اين بحث دوم فرض كرده‌ايم كه واجب‌الوجود ثابت است . پس اينجا شما برنگرديد به بحث آنجا . ما به آن بحث ، ديگر برنمىگرديم . ما در آنجا فرض كرديم كه واجب‌الوجود هست . با فرض اين كه واجب‌الوجود هست ، ديگر شما نمىتوانيد به آن اصل ايراد بگيريد . - اصالت ماهيتىها اينجور نمىگويند كه وجودِ اعتبارى در خود واجب‌الوجود هست ؛ آنها در ممكنات بحث مىكنند . استاد : نه ، عرض كرديم كه آن موقع بحث اصالت وجود و اصالت ماهيت مطرح نبوده كه آنها چنين حرفى بزنند . آنها آمده‌اند از يك طرف در يك سلسله مسائل طورى گفته‌اند كه با اصالت ماهيت جور درمىآيد ، مثلًا در باب واجب‌الوجود گفته‌اند كه وجودش عين ماهيتش است . خود همين حرف هم تازه خيلى در كلمات آنها روشن نيست . در كلام شيخ روشن است كه مىگويد وجوب همان تأكّد وجود و حقيقت وجود است ؛ يعنى نمىشود در حرف شيخ خدشه‌اى گرفت . ولى كسان ديگرى غير از شيخ جورى حرف زده‌اند كه مرحوم آخوند در بارهء آنها مىگويد تعبير آنها از واجب‌الوجود و اينكه وجود او عين حقيقت اوست و حقيقتش عين حقيقت وجود است ، گويى در حد يك لفظ و اصطلاح بوده است ؛ منظورشان از آن بيان ، اين معنى كه ما امروز مىفهميم نبوده است . - يك شئ را كه مىگوييم كثير است ، به اعتبار مكانش مىگوييم كثير است كه در عين حال واحد است ؟ استاد : نه ، اگر چنين باشد آنوقت در خود مكان هم وحدت است . مثلًا مكان وسيعى را در نظر بگيريد . اين جسم كه داراى امتداد سىسانتيمتر در پانزده سانتيمتر در چهار سانتيمتر است ، اين واقعاً يك حجم واحد است و به اندازهء خودش مكان را
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 216 | مرتضى مطهرى