ورزيم تناقض پيش مىآيد [ ولى اگر ما از جملههاى ديگر كمك بگيريم ] آن جملهها قرينه مىشوند كه بدانيم مقصود گوينده از اين جمله در اينجا چيست . پس در آنجا كه مثلًا واجب تعالى وجود مطلق است يك معنى را در نظر گرفته ، و اينجا كه گفته واجب تعالى وجود مطلق نيست معنى ديگرى را در نظر گرفته است .
صفات سلبيهء حقتعالى و تعداد آنها
اين بحث ما در واقع در صفات سلبيه حقتعالى است . اگرچه اصطلاحاً در مقابل هفت صفت ثبوتيه كه براى حقتعالى ذكر مىكنند ، هفت صفت سلبيه هم ذكر مىكنند ، ولى اين تقسيمبندى از چيزهايى است كه از علم كلام به ما رسيده است ، يعنى يك معيار و مقياس قطعى عقلى يا دينى و مذهبى ندارد . چه چيز را مىتوان براى خدا اثبات كرد ؟ قرآن مىفرمايد : « لَهُ الْاسْماءُ الْحُسْنى » « 1 » هر اسمى كه اسم حَسَن باشد مىشود به حق تعالى نسبت داد . اسم در اينجا به معنى نام نيست كه يك امر قراردادى باشد ، در واقع به معنى صفت است . هر صفتى كه صفت كمال باشد ، آن هم به نحو اكملش ، در واجب تعالى صادق است . اگر هزار صفت كمال هم داشته باشيم مىتوانيم به حق تعالى نسبت دهيم ، چنان كه در دعاى جوشن كبير هزار اسم براى حقتعالى ذكر كرده است . اگر هزار صفت كمال يا دههزار صفت كمال را ما درنظربگيريم همهء آنها به نحو اكمل در واجب تعالى صدق مىكند . در آيات سورهء حشر بعد از اينكه دوازده سيزده صفت را ذكر مىكند ، براى اينكه ذهن به همين صفتها محدود نشود ، مىفرمايد هرچه اسماء حسنى است از آن اوست . مىفرمايد :
هُوَاللَّهُ الَّذى لا إلهَ إلّا هُوَ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحيمُ . هُوَ اللَّهُ الَّذى لا إلهَ إلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكونَ . هُوَاللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْاسْماءُ الْحُسْنى يُسَبِّحُ لَهُ ما فِى السَّمواتِ وَ الْارْضِ وَ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ « 2 » .
هامش
( 1 ) . طه / 8 ،
( 2 ) حشر / 24 .