تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
پيدا كرده است ، و الّا وجود به ذاتش متحقق است و به ذات خودش متشخص است . وقتى چنين شد كه وجود محدود به ذات خود متشخص است ، وجود نامحدود به طريق اولى به ذات خود متشخص است . اكنون به سراغ « شدن » مىآييم . خودِ شدن هم نوعى از هستى است ، مرتبه‌اى از هستى است . البته اينكه ما در اينجا نوعى از هستى را بيان مىكنيم كه با نيستى آميخته است ، بايد توجه كرد كه اين نيستى كه در اينجا انتزاع مىشود غير از آن نيستى است كه در مقابل هستى قرار دارد و نقيض هستى است . هستى و نيستى در شدن با يكديگر متحدند ، اما آن نيستى كه با هستى متحد است غير از آن نيستى است كه نقيض هستى است ، و لهذا جمع نقيضين هم نيست . سؤال : آيا اين نيستى همان ماهيت است كه چنين از آن تعبير مىكنند ؟ استاد : نه ، ماهيت نيست ، خود نيستى است . ما اين مطلب را در آن مقالهء « اصل تضاد » شرح داده‌ايم « 1 » . اين نيز مطلبى بود كه چون به اينجا مربوط بود عرض كردم ، براى اينكه توجه داشته باشيد كه يك طرز تفكرى وجود دارد كه مىگويد وجود مطلق نمىتواند وجود داشته باشد و حقيقت ندارد ؛ وقتى وجود مىتواند وجود داشته باشد كه به يك شئ تعلق پيدا كرده باشد . قهراً شيئى كه در مقابل وجود فرض مىشود همان ماهيت است . سؤال : امروزيها مىگويند مطلق چنان سعه‌اى دارد كه هم وجود و هم عدم را شامل مىشود . استاد : منظور وجود مطلق است ؟ آنها به طور كلى مىگويند مطلق شامل عدم و وجود است . بعد هم
هامش
( 1 ) . مقالات فلسفى ، چاپ انتشارات صدرا .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 142 | مرتضى مطهرى