هندسى است - اگر چه حالا موهوم حسابش مىكنند - همان حقيقت وحدت است در مظهر مقداريش . خط نيز وحدت است ، [ دو وحدت ] . سطح نيز به عقيدهء اينها سه وحدت است . حالا ممكن است كه اينها تعداد وحدتها را به همين ترتيب بالا ببرند اگر چه ما ابعادى بيش از خط و سطح و جسم نداريم ، ولى به صورت تركيب و خطوط و سطوح متعدد . يعنى شايد كسانى كه گفتهاند « على وجه العدد التعليمى » مقصودشان اين است كه عدد مبدأ مقدار است و به اين اعتبار مىگويند عددهاى تعليمى .
نظريات بعضى از محشّين را در اين مورد هفته پيش نگاه كردم ، توجيهات جالبى نبود كه آدم بتواند باور كند . پس اين ابهام راجع به آن عبارت هنوز باقى مىماند ، ببينيم تا آخر فصل حل مىشود يا نه .
نقد نظريهء تأليف اشياء از عدد و عدد از وحدت
از اينجا شيخ وارد بحث خود مىشود و مىخواهد نظريهء كسانى را كه معتقدند اشياء از عدد تأليف شده و اعداد هم از وحدت به وجود آمدهاند رد كند ، خواه آنهايى كه « على وجه العدد العددى » گفته باشند و وحدت را اوّلين عدد بشمارند و بعد از آن دوتايى و سه تايى و چهارتايى را قرار دهند ، خواه آنها كه « على وجه التكرار » گفتهاند و خواه « على وجه العدد التعليمى » ، كه اين مورد را ظاهرا شيخ در اينجا بحث نكرده ولى دو مورد ديگر را به تفصيل بحث كرده است .
شيخ بر آنها چه ايرادى مىگيرد و چه جوابى مىتواند به اين افراد بدهد ؟ البته بيان آنها در حدّ فرضيه است ؛ يعنى آنها دليلى براى خودشان ذكر نكردهاند كه ما بخواهيم دليل آنها را رد كنيم . آيا ما دليلى بر رد اين فرضيه داريم يا نداريم ؟ جوابى كه شيخ مىدهد تكيهاش در واقع بر مسألهء لاتناهى عدد است ، گو اينكه خودش نام نمىبرد ولى از مجموع حرفهايش معلوم است . اعداد متناهى نيستند ؛ يعنى اگر اعداد را بيان كرده و بالا برويم و بگوييم 1 ، 2 ، 3 ، . . . ، 1000 ، . . . ، 000 / 000 / 1 ، . . . هر چه بالا برويم به عددى كه ما فوق آن نتوان عددى را فرض كرد نمىرسيم . هر عددى را كه ما فرض كنيم باز هم ما فوق آن عددى فرض مىشود ، بلكه براى آن عدد دو برابر هم فرض مىشود ، بلكه خودش ضرب در خودش هم فرض مىشود ، خود آن به قوهء 2 و 3 و 4 و 5 و . . . هم فرض مىشود . هر عددى را كه شما اعتبار كنيد و بگوييد اين آخرين