تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
نمىدانند و مىگويند شيئيت مصداقا اعمّ از موجود است . ولى فلاسفهء ما مىگويند شيئيت و موجوديت مصداقا متساوقين‌اند ، يعنى كل شئ موجود و كل موجود شئ ، ما چيزى نداريم كه شئ باشد و موجود نباشد و چيزى نداريم كه موجود باشد و شئ نباشد . در مورد « واحد » و « موجود » هم همين حرف را مىزنند و مىگويند واحد و موجود متساوقين هستند . شيخ مىگويد : اشتباه نكنيد ، نمىخواهيم بگوييم مترادفين هستند ، چنان كه بعضى گفته‌اند ، بلكه متساوقين مىباشند . ولى شيخ براى مدعاى خود يك دليلى مىآورد كه آن دليل قابل خدشه است ؛ مىگويد اگر مترادف مىبودند كثير من حيث هو كثير نبايد موجود باشد ، چون كثير من حيث هو كثير واحد نيست ولى موجود است . اين قابل خدشه است ، چون كثير من حيث هو كثير نه موجود است و نه واحد ، نه اينكه كثير من حيث هو كثير موجود است و من حيث ديگر واحد است . شيخ قبول دارد كه كثير من حيث هو كثير هم موجود است و هم واحد ، ولى مىخواهد ادعا كند كه كثير من حيث هو كثير ، من حيث هو كثير موجود است و من حيث ديگر واحد است ؛ و اين سخن درست نيست . كثير من حيث هو كثير از اين حيث حتى موجود هم نيست . اين مطلب چندان احتياجى به بحث ندارد و بعدها در فلسفهء ملاصدرا كه بنابر اصالت وجود بوده بيشتر بر اين مطلب تأكيد شده كه وجود و وحدت متساوقين‌اند . بحث ديگرى هست راجع به اقسام وحدت . تقسيمى كه متأخرين كرده‌اند اگر چه خالى از خدشه نيست ولى باز بهتر از تقسيمى است كه شيخ كرده است . تقسيمى كه در منظومه به تبع تقسيم اسفار آمده به شكلى است و تقسيم شيخ به شكل ديگر . تقسيم شيخ چندان جامع هم نيست كه حالا عرض مىكنم . شيخ مىگويد ( اينها را در باب « واحد » گفته كه عين همان را اينجا هم گفته است ) : واحد يا بالعرض است يا بالذات . در واقع مىخواهد بگويد كه وحدت يا وحدت حقيقى است يا وحدت مجازى . وحدت بالعرض را به وحدت بالحمل و وحدت بالفعل و وحدت بالاضافه مثال مىزند . وحدت بالاضافه يعنى اينكه دو شئ كه كثرت حقيقى دارند در يك صفت با يكديگر اشتراك داشته باشند و از اين جهت بگويند ما واحد هستيم ، ما دو تا يكى هستيم . اين وحدت در اصطلاح عرف و مخصوصا در امور اجتماعى خيلى رايج است . دو نفر كه مثلًا در وطن اشتراك دارند يا در دين يا زبان اشتراك دارند مىگويند ما يكى هستيم ، همه چون مسلمانيم يكى هستيم ، همه چون ايرانى هستيم يكى هستيم ، همه چون فارسى زبانيم يكى هستيم ، همه چون آسيايى هستيم يكى هستيم ؛ در حالى كه در اينجا