مىشود به ثابت و سيّال : الوجود إمّا ثابت و إمّا سيّال . وجود سيال كه همان وجود حركت است خودش نوعى و مرتبهاى از وجود است نه تركيبى از وجود و عدم ، نوعى « بودن » است نه جمع ميان بودن و نبودن .
مسألهء هوهويت هم مبتنى بر مسألهء وحدت است . اينجا هم مىبينيم : « فى لواحق الواحدة من الهوهوية و اقسامها » . در حقيقت يا وحدتى وجود دارد يا ندارد . اگر وحدتى وجود ندارد كثرتى هم نمىتواند وجود داشته باشد ، چون كثرت جمع وحدتها است و كثير يعنى مجموع واحدها . اگر خود وحدت كذب و باطل باشد كثرت به طريق اولى كذب و باطل است . اگر وحدت نباشد چيزى در عالم نيست ، زيرا چنان كه بعد هم خواهيم گفت وجود مساوق و همدوش با وحدت است و از يكديگر تفكيكپذير نيستند ؛ يعنى نمىتوانيم وجود را نفى كنيم و وحدت را اثبات نماييم ، يا وحدت را نفى كنيم و وجود را اثبات نماييم ؛ نمىتوانيم بگوييم فلان شئ وجود حقيقى دارد ولى وحدت ندارد . اگر وحدتى در كار نيست وجودى هم در كار نيست ، چه وحدت را به همين صورت « وحدت » در نظر بگيريم و چه به صورت « اتحاد » كه در باب حمل مطرح است و به معناى وحدت دو مفهوم است ، به هر حال مسألهء وحدت است . اگر وحدتى در عالم نيست هوهويت نيست ، او اويى نيست ، اويى اساساً نيست تا او اويى در كار باشد ، هر چه هست « نه او » است ، حتى « نه او » هم در اينجا صادق نيست ، زيرا اگر يك شئ را از ديگرى نفى كنيم و بگوييم « نه اوست » در عين حال « او » خودش خودش است .
و امّا حركت . در مسألهء حركت هم همين جور است . در هر حركتى يك وحدت اتصالى در همهء مراحل از اوّل آن تا آخرش وجود دارد ، كه اسم اين را « حركت توسطيّه » مىگذارند ؛ يعنى اگر مثلًا يك شئ از يك نقطهء مكانى به نقطهء ديگر حركت كند ، در عين اينكه اين شئ متحرك در هر لحظه در مكانى است كه در لحظهء قبل و لحظهء بعد نيست ولى در عين حال يك چيز لغزان و متحرك در اين مسير بوده است ، نه اينكه وجودها و انعدامها در كار باشد . اگر يك شئ از اين نقطه به آن نقطه مىرود و فرضا در هر آنى در يك نقطه است ، چنين نيست كه شئ به صورت طفره در هر آنى در يك نقطه وجود دارد ، اگر چه خود فرض « آن » به عنوان كوچكترين واحد زمان درست نيست و نمىشود آنى براى آن اعتبار كرد . چنين نيست كه در اين آن در اينجا وجود دارد ، بعد معدوم مىشود و در آن بعد از نو پديد مىآيد ، و باز در اين نقطه معدوم مىشود و در نقطهء سوم از نو به وجود مىآيد ، بلكه حركت يك نوع بودن سيّال است .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 477
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٧٧