تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
ناشى شده كه گفته‌اند هوهويت و نيز اصل امتناع جمع نقيضين از اصل ثبات ناشى شده است ؛ يعنى فكر كردند كه چون قدما در هستى و طبيعت قائل به ثبات بودند ، از اين جهت از يك طرف قائل به امتناع جمع نقيضين شدند و از طرف ديگر به اصل هوهويت ؛ ولى بنا بر اصل حركت - كه هر چيزى در حال حركت است - لازمهء حركت اين است كه هر چيزى در هر لحظه هر چه هست در لحظهء ديگر غير خودش است ، يعنى خودش خودش نيست ، عدم خودش بر خودش صادق است . البته « اين لحظه » هم كه ما مىگوييم به اين معنا نيست كه در يك لحظه خودش است و در لحظهء ديگر چيز ديگر ، مثل آناتى كه متجاورند و كنار يكديگر قرار گرفته‌اند ، بلكه طبيعت حركت اين است كه هر چيزى در همان حال كه خودش خودش است خودش خودش نيست ( كه ما در مقالهء « اصل تضاد » گفته‌ايم و تا اندازه‌اى و به يك معنا حرف درستى هم هست ) . بنابراين مىگويند : غلط است گفته شود يك چيز وجود و عدمش با همديگر جمع نمىشوند ، يك چيز وجود و عدمش در حركت با هم جمع مىشوند . آنوقت گفته‌اند اگر قائل به اصل ثبات باشيم ، قائل به اصل وجود شده‌ايم ؛ يعنى وجود مساوى است با ثبات و نقطهء مقابل اين وجود عدم است . اين سخن مسلّما از هگل است . بنا بر اصل ثبات درست است كه « الف » يا هست يا نيست ؛ ولى بنا بر اصل حركت ، حقيقت حركت يعنى شدن ، و وجود يعنى بودن و نقطهء مقابل وجود نبودن است . شدن نه بودن است و نه نبودن و به يك اعتبار هم بودن است و هم نبودن ؛ يعنى وقتى بودن و نبودن با يكديگر تركيب مىشوند شدن به وجود مىآيد ، كه اين خودش عين جمع نقيضين است . در شدن ، بودن و نبودن با يكديگر جمع شده‌اند . پس اين حرف كه گفته‌اند جمع ميان نقيضين محال است درست نيست . ولى اگر اصل ثبات حاكم مىبود ، در موجودهايى كه ثابت هستند اصل امتناع اجتماع نقيضين درست بود . اصل هوهويت نيز ، كه شما مىگوييد هر چيزى خودش خودش است و خودش غير خودش نيست ، بنا بر اصل ثبات است . بنابر اصل ثبات هر چيزى خودش خودش است ؛ ولى بنا بر اصل شدن هر چيزى خودش خودش نيست - كه اگر خودش باشد ثابت است - و در هر لحظه‌اى خودش نفى مىشود و بلكه خودش و نفى خودش با يكديگر جمع شده‌اند و با يكديگر هستند ؛ پس هميشه يك چيز خودش غير خودش است ، خودش ضد خودش است ، خودش نفى خودش است . بنابراين ، اصل هوهويت مثل اصل امتناع جمع نقيضين مبتنى بر يك نوع
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 466 | مرتضى مطهرى