تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
مىشوند . معلوم است كه در اين قبيل موارد رويّه و فكر وجود ندارد . شيخ همچنين مثال ديگرى ذكر مىكند كه باز در روان شناسى اسمى دارد و آن مثال اين است كه : انسان در بعضى موارد يك عكس‌العمل « 1 » را چنان سريع انجام مىدهد كه به رويّه نمىرسد ؛ حتى گاهى تصميم مىگيرد كه آن كار را انجام ندهد ولى معذلك آن كار انجام مىگيرد . مثلًا انسان همين طور كه دارد راه مىرود پايش مىلغزد ، بىاختيار دستش حركت مىكند تا جايى را بگيرد . ديگر انسان در اينجا مجال اينكه سر فرصت تفكر كند ندارد كه وقتى پايش مىلغزد اول فايدهء گرفتن دست به جايى را تصور كند ، بعد آن فايده را تصديق كند ، بعد ميل پيدا كند ، بعد اجماع پيدا كند ، در نتيجه اراده كند كه اين كار را انجام دهد ؛ بلكه بىاختيار اين كار مىشود . آيا اينطور كارها بدون هدف انجام مىشود يا براى هدفى انجام مىشود ؟ مسلّما براى هدفى انجام مىشود منتها بدون رويّه انجام مىشود . حالا علتش چيست ؟ غريزه است يا غير غريزه ، و اگر غريزه است منشأش چيست ؟ منشأش هر چه مىخواهد باشد در اين حالتى كه اين انسان هست چنين كارى انجام مىشود . يا مثلًا انسان گاهى تصميم مىگيرد كه وقتى كسى مىخواهد دستش را به طرف چشم او بياورد چشمش را نبندد و به اصطلاح نترسد ، ولى بىاختيار اين كار را مىكند و چشمش را مىبندد . با اينكه اين كارها بدون اختيار صورت مىگيرد اما هيچ وقت نمىشود گفت كه اين كارها بىهدف است . طبيعت در همهء اينها هدف دارد . فكر وجود ندارد نه اينكه هدف وجود ندارد . شيخ باز مثال بالاترى را ذكر مىكند و آن در مواردى است كه طبيعت با ارادهء خودش مىخواهد عضوى از اعضا مثلًا دست يا پا را حركت دهد . ما مىدانيم كه دست يا پا ، استخوان و عضلات و پوست مستقيما به نفس اتصال ندارند و مستقيما متعلّق فرمان نفس قرار نمىگيرند ، بلكه ابتدا عصبهاى حركتى و رباطها حركت مىكنند ؛ همين قدر كه انسان اراده مىكند عصب مثلًا منقبض مىشود و اين دست يا اندام خاص حركت مىكند يا كرهء چشم انسان برمىگردد . انسان ابتدا كه اراده مىكند اول اراده به آنها تعلّق مىگيرد نه به اعضاى ظاهرى . من مىگويم اراده كردم دستم را بلند كنم دستم را بلند كردم ، اراده مىكنم دستم را پايين بيندازم دستم را پايين مىاندازم ،
هامش
( 1 ) . [ واكنش در مقابل كنش ] .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 447 | مرتضى مطهرى