مىگويد ناشى از عصيان ماده است نه قصور طبيعت . ولى در همين مواردى هم كه ماده عصيان دارد تدريجا طبيعت اين قصورها و نقصهاى مادى را اصلاح مىكند . تا هر حدى كه به قابليتها منتهى مىشود نقص است و تا هر حدى كه به فاعليتها منتسب است كمال است . از ناحيهء فاعليتها كمال است ، جمال است ، زيبايى است و از ناحيهء قابليتها نقص است و كمبود ؛ و ما هميشه توضيح دادهايم كه نقصها - يعنى عدم قابليتها - ضرورت نظام علّى و معلولى است و غير از اين امكان ندارد نه اينكه ممكن هست ولى قصور فاعل باعث مىشود انجام نشود يعنى فاعل در قدرتش قصور دارد يا در علم و ادراك و شعورش قصور دارد . نه ، اينها مربوط به عدم قابليت قابل است . پس نقصهايى كه منشأ آنها عدم قابليت قابل است ربطى به غايت داشتن ندارد .
اين در تشويهاتى است كه به نقصان در خلقت مربوط مىشود يعنى ناقص الخلقهها كه اگر ما رشتهء علّى و معلولى مربوط به او را تعقيب كنيم و جلو برويم مىرسيم به جايى كه در آنجا قصور و نقصان و عصيان ماده و عدم قابليت و عدم امكان [ وجود دارد ] ، حال بعضى از اين عدم قابليتها ممكن است ذاتى آنها باشد و بعضى ديگر به علل اتفاقى مربوط مىشود ، ولى به هر حال به خود طبيعت و اينكه طبيعت به سوى كمال و غايت پيش مىرود يعنى به فاعليتها مربوط نيست ، اينچنين نيست كه فاعل قدرت نداشته يا به غايت و هدف توجه نداشته است .
اشكال بزرگتر در اين مورد مربوط به قسمت دوم تشويهات يعنى زوائد مىشود ، مثل انسان شش انگشتى . اين را هم مىگويند به فاعليت فاعل مربوط نيست بلكه به قابليت قابل مربوط مىشود ، منتها در مورد نقايص ماده قابل نيست يعنى اين امكان برايش نيست كه مثلًا پنج انگشتى شود بلكه چهار انگشتى مىشود و يك انگشت برايش ناقص مىماند ، اما در اينجا قابليت اضافى يعنى مادهء اضافى وجود دارد . البته تا علل تصادفى و اتفاقى در كار نباشد اين بىنظمى رخ نمىدهد . اگر ما درست دقت كنيم و ريشههاى علّى و معلولى توارث او را بررسى كنيم ، در نطفهء مرد يا نطفهء زن يا رحم زن يا غذاهايى كه زن در دورهء باردارى خورده يا آن خصوصياتى كه در ژن او بوده ، بالأخره در جنبههاى قابلى يك فعل و انفعالى رخ داده كه اين حالت پيدا شده است . به عنوان مثال اگر طبيعت يك حجم معيّنى از ماده براى ساختن يك مصنوع خاصى احتياج دارد كه اگر كمتر از آن بشود امكان ندارد و بيشتر از آن بشود زائد است ، در اينجا طبيعت ممكن است دو گونه عمل كند : در بعضى از موارد ممكن است
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 450
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٥٠